روزی دانشمندى آزمایش جالبى انجام داد. او یک آکواریوم ساخت و با قرار دادن یک دیوار شیشه‌اى در وسط آکواریوم آن ‌را به دو بخش تقسیم ‌کرد. 
در یک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش دیگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود. 

ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى دیگرى نمى‌داد. 

او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سویش حمله برد ولى هر بار با دیوار نامرئی که وجود داشت برخورد مى‌کرد، همان دیوار شیشه‌اى که او را از غذاى مورد علاقه‌اش جدا مى‌کرد… 

پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و یورش به ماهى کوچک دست برداشت. او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواریوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غیر ممکن است! 

در پایان، دانشمند شیشه ی وسط آکواریوم را برداشت و راه ماهی بزرگ را باز گذاشت. ولى دیگر هیچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آن‌سوى آکواریوم نیز نرفت !!! 
میدانید چـــــرا ؟ 

دیوار شیشه‌اى دیگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش دیوارى ساخته بود که از دیوار واقعى سخت‌تر و بلند‌تر مى‌نمود و آن دیوار، دیوار بلند باور خود بود ! باوری از جنس محدودیت ! باوری به وجود دیواری بلند و غیر قابل عبور ! باوری از ناتوانی خویش 
اگر ما در میان اعتقادات و باورهاى خویش جستجو کنیم، بى‌تردید دیوارهاى شیشه‌اى بلند و سختى را پیدا خواهیم کرد که نتیجه مشاهدات وتجربیات ماست و خیلى از آن‌ها وجود خارجى نداشته بلکه زائیده باور ما بوده و فقط در ذهن ما جاى دارند



تاريخ : ٢٥ مهر ۱۳٩۳ | ۱:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

گاهی وقتها دادن یه شانس دوباره به کسی
مثل دادن یه گلوله ی اضافست
برایِ اینکه بار اول نتونست تورو خوب هدف بگیره.....!
آل پاچینو



تاريخ : ۱٩ مهر ۱۳٩۳ | ٢:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()



تاريخ : ۱٩ مهر ۱۳٩۳ | ۱:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

چقدر به کلام امیرالمومنین (ع) عمل می کنیم؟؟ ♥•٠·˙ 

نفس خود را میزان قرار ده بین خودت و غیر خودت 
پس دوست بدار برای غیر خود آنچه را که برای خود دوست می داری ، 
و اکراه داشته باش از آن برای غیر خود از آنچه برای خود اکراه ش می داری .

اجعل نفسک میزانا فیما بینک وبین غیرک، فاحبب لغیرک ما تحب لنفسک، واکره له ما تکره لها، ولا تظلم کما لا تحب ان ت ظلم، واحسن کما تحب ان یحسن الیک

┘◄ ( نهج البلاغه نامه 31 )



تاريخ : ۱۸ مهر ۱۳٩۳ | ٦:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

کفشهای تا به تا و وصله دار من کجاست؟
خاطرات خوب و شیرین بهار من کجاست؟

کوچه های خاکی و باهم دویدن هایمان
شور و شوق خنده ی بی اختیار من کجاست؟

کاهگل ها عطر دفترهای کاهی داشتند
خاک باران خورده ی ایل و تبار من کجاست؟

کو دبستان؟ کو کلاس درس؟ کو آن نیمکت؟
همکلاسی همیشه در کنار من کجاست؟

باغ سرسبز الفبا را چرا گم کرده ام؟
سطر سطر سیب های " آب" دار من کجاست؟

آتش پیراهنت مانده ست در من سالها
ریزعلی! تنهای تنهایم قطار من کجاست؟

مانده جای ترکه اش بر روی دستم، کو خودش؟
درس سارا، درس شیرین انار من کجاست؟

رفت آن روباه مکار و پنیرم را ربود
زاغ خوش آواز روی شاخسار من کجاست؟

پس چه کس خط میزند مشق شبم را بعد از این؟
پای تخته مهربان آموزگار من کجاست؟

ثلث اول آشنایی، ثلث دوم دوستی
ثلث سوم دستخط یادگار من کجاست؟

باز هم پاییز شد بابای پیر مدرسه!
خش خش برگ درختان چنار من کجاست؟

کاش میشد باز هم برگشت تا آن روزها
خسته ام دلهای سنگی! روزگار من کجاست؟

🍁🍂شهراد میدری🍁🍂

 

یادش بخیر درس اول کتاب فارسی اول ابتدایی

 

چوپان دروغگو کجایی..؟

حالت چطور است؟

کار و بارت چطور است؟

 

کوکب خانم هنوزم هم همه باهم سر ی سفره هستین...؟!

هنوزم محرم دل عباس قصه ما هستی؟

آخی روباه و زاغ .....

ای روباه مکار 

هیچ وقت اون موقع ها فکرش رو نمیکردم ی روزی دلم واسه 

این خاطرات این درس ها تنگ بشه 

روباه جان درسی که تو به ما دادی پر تکرار ترین درس زندگی بود....

 

قطار راه خود را بگیرو برو نه کوه توان ریزش دارد نه ریز علی پیراهن اضافه ....

هیچ چیز مثل سابق نیست .....

نه زمانه و نه انسان های زمانه ...

 

 

وای یاد تخته سیاه و گج های رنگی بخیر ....

 

چ دورانی داشتیم اون موقع ها آرزومون بود هرچی زودتر بزرگ بشیم

الان ک بزرگ شدیم آرزو هامون شده اون موقع ها ...!

زندگی همینه از لحظه ب لحظه اش لذت ببر 

شاید فردا آرزویت برگشتن ب امروزت باشد ....



تاريخ : ۳۱ شهریور ۱۳٩۳ | ٥:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

باز آمد بوی ماه مدرسه
بوی بازی های راه مدرسه
بوی ماه مهر ماه مهربان
بوی خورشید پگاه مدرسه
از میان کوچه های خستگی
می گریزم در پناه مدرسه
باز می بینم ز شوق بچه ها
اشتیاقی در نگاه مدرسه
زنگ تفریح و هیاهوی نشاط
خنده های قاه قاه مدرسه
باز بوی باغ را خواهم شنید
از سرود صبحگاه مدرسه
روز اول لاله ای خواهم کشید
سرخ بر تخته سیاه مدرسه
یادش بخیـــــــر …
فرارسیدن ماه مهر به همه شما مهربانان مبارک :)لبخند

 


تاريخ : ۳۱ شهریور ۱۳٩۳ | ۳:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()
«رحیم ایروانی» موسس و بنیانگذار گروه کارخانجات ملی بود. وی در یکی از سال های دهه 30  به چکسلواکی سفر کرد که حاصل این سفر آوردن دو کارشناس و یک دستگاه اتوکلاف به ایران بود. تولید این نوع کفش در مقایسه با نمونه خارجی 10تومانی اش 3 یا 4 تومان هزینه داشت.
 
وی بعدها زمینی در مهرآباد خرید. وسعت این زمین 700 متر بود که 400 متر بنای ساختمانی داشت. ایروانی کارش را تنها با35 نفر کارگر آغاز کرد. ایروانی بعد از آغاز به کار کارخانه ، با خرید ماشین دوخت از پارچه های ایرانی استفاده کرد و کارخانه ای به نام ولکو نیز حاضربه سرمایه گذاری و آوردن فناوری به ایران شد.
 
این کارخانه در ابتدا 150 زوج محصول داشت. کارخانه، کفش ملی نام گرفت که ملی شدن نفت را در ذهن مردم و مشتریان تداعی می کرد. رحیم ایروانی با خرید تعداد زیادی از خانه های مهرآباد کارخانه خود را گسترش داد. او در یکی از زمین هایی که خریده بود مسجدی را نیز احداث کرد. تا سال 1337 در ایران کفش های چرمی تولید نمی شد اما بعد از این سال،به دنبال تاسیس کارخانه های چرم ، تولید کفش چرم نیز در کفش ملی آغاز شد.
 
در این زمان رقبای عمده کفش ملی کفش های وارداتی بودند که از چکسلواکی وارد می شدند.از سال 47 به بعد در کنار تولید کفش محصولاتی مثل جوراب ، توید آستر و بند کفش و مواردی دیگر اقدام نمود.
 
در سال 47 بعد از موفقیت تولید کفش در مهرآباد جنوبی مرحله سوم توسعه صنعت کفش ایران در کیلومتر 18 جاده قدیم کرج در اسماعیل آباد شروع شد. وی زمینی به مساحت 400هزار متر خرید و پارک صنعتی کفش ملی فعالیت خود را رسما در اوایل سال های دهه 50 آغاز کرد. در این زمین نقشه احداث 400 خانه سازمانی برای کارگران در نظر گرفته شده بود. او با احداث این خانه ها به دنبال کاهش هزینه رفت و آمد کارگران و هزینه نقل و انتقال آنان بود.
 
در کارخانه کفش ملی تا سال 1350 انواع مختلفی از کفش مثل کفش ورزشی ، کفش برای روزهای بارانی،چکمه،پوتین،دمپایی،کفش کتانی،کفشهای بچه گانه و کفش ایمنی تولید می شد.

به تدریج گنجایش کارخانه مهرآباد زیاد شد به طوریکه روزانه 12هزار و 500 جفت کفش در کارخانه کفش ملی توسط 2هزار و 500 کارگر استخدام شده تولید می شد.
 
ایروانی طی سال های 1335 تا 1357 بیش از 50 شرکت صنعتی و تجاری تاسیس و در زمینه تولید انواع کفش در بیش از 25 شرکت صنعتی با شرکای داخلی و خارجی مشارکت داشت.
 
جالب است بدانید که رحیم ایروانی در سال 1343 شرکتی به نام شرکت کانون مشاوره اقتصادی را به منظور تربیت و پرورش 22 کودک دو ماهه تا 2ساله تاسیس کرد تا در آینده این کودکان از مدیران بنگاه های صنعتی او بشنود.قرار بر این شد قسمت عمده بودجه کانون به مصارف تحصیلی این اطفال برسد و لوازم خوارک پوشاک و وسایل زندگی ساده و کم خرج باشد. همچنین هیچ کدام از این اطفال نیز پس از رسیدن به سن 18 سالگی هیچ تعهدی نسبت به کانون ندارند و مختارند که هرجور که خواستند در اجتماع زندگی کنند.فقط انتظار موسسه این است که نسبت به تحصیل جدی باشند و تمسک به دین اسلام و حسن اخلاق را پیشه خود سازند.با وقوع انقلاب اسلامی ایروانی این کودکان را که آن زمان 14 تا 16 ساله بودند با خود به خارج از کشور برد .
 
در سال 57 سرمایه گذاری شرکت در مقایسه با سال 1355 به میزان 741 میلیون ریال افزایش یافت . ایروانی علاوه بر تاسیس فروشگاه کفش کلی در سراسر کشور ویکسان سازی قیمت ها در فروشگاه های کفش ملی توانست به کشورهای اروپای شرقی و شوروی نیز کفش صادر کند. در کارخانه کفش ملی  طی 30 سال بیش از 10 هزار نفر در کارخانه مشغول به کار بودند.
 
شرکت کفش ملی با وقوع انقلاب مصادره و ملی شد و متاسفانه به دلایلی مثل ضعف مدیریت و واگذار نکردن آن به بخش خصوصی متحمل 4 میلیادر زیان خالص و 800میلیون تومان زیان انباشته شد.
 
ایروانی بعد از 25 سال مصادره کارخانه با روی کار آمدن هر مدیر جدیدی به وی تلفن می زد و انتصابش را به مدیریت تبریک می گفت و او را به حفظ شرکت تشویق می کرد زیرا معتقد بود که چند هزار نفر از این طریق زندگی می کنند.ایروانی تا سال 57 در ایران زندگی می کرد و بعد از آن با مهاجرت اجباری به آمریکا رفت.
 
وی ابتدا کارخانه کفش و چرمسازی را در بوستون آمریکا تاسیس کرد و سپس در قاهره کارخانه کفش استاندارد را تاسیس کرد.
 
رحیم ایروانی سرانجام در 12 بهمن 84 بعد از یک روز کامل کاری درگذشت.
 
اکنون فروشگاه های کفش ملی به عرضه تولیدات صنایع کوچک و دیگر کارخانه ها تبدیل شده اند.پارک صنعتی کفش ملی نیز انبار  شرکت های خودرو سازی است.هم اکنون  بعد از 32 سال،از پرسنل 10 هزار نفری گروه کفش ملی تنها 700 نفر باقی مانده اند که در کفش گنجه و بخش های بازرگانی مشغول به کار هستند.
منبع: روزنـــــه


تاريخ : ۳۱ شهریور ۱۳٩۳ | ۸:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

خدایا..
ﺩﻟﻢ . . .
ﺑﻮﺩﻥ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﺩ . .
ﻣﻴﺎﻥِ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺿﻤﻴﺮ . . .
ﺩﻟﻢ . . .
ﻣﻌﺠﺰﻩ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﺪ . . .
ﺩﺭ ﺣﺪِ ﺧﺪﺍﻳﻲ ﺑﻮﺩﻧﺖ . . .
ﺩﻟﻢ . . .
ﮐﻤﻲ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﺪ . . .
ﺁﺭﺍﻣﺸﻲ ﻋﻤﻴﻖ . . .
ﺁﺭﺍﻣﺸﻲ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺣﻀﻮﺭِ ﺗﻮ . . .
ﺑﻮﺩﻥِ ﺗﻮ . . .
ﻧﻔﺲ ﻫﺎﻱِ ﺗﻨﺪ ﺗﻨﺪِ ﺗﻮ . . .
ﺭﺍﺳﺘﻲ ﺧﺪﺍﻱِ ﺧﻮﺏِ ﻣﻦ . . .
ﺩﻟﻢ ﻫﻮﺍﻱ ﺩﻳﺮﻭﺯ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻩ . . .
ﺩﻳﺮﻭﺯ ﺭﺍ . . . ﻳﺎﺩﺕ ﻫﺴﺖ ؟ !
ﻫﻮﺍﻱِ ﺭﻭﺯﻫﺎﻱِ ﮐﻮﺩﮐﻲ ﺭﺍ . . .
ﺩﻟﻢ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ . . .
ﺩﻓﺘﺮ ﻣﺸﻘﻢ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻢ ﻭ . . . ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺗﻤﺮﻳﻦ
ﮐﻨﻢ . . . !!
ﺩﻟﻢ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﻣﺜﻞ ﺩﻳﺮﻭﺯ . . . ﻗﺎﺻﺪﮐﻲ
ﺑﺮﺩﺍﺭﻡ . . .
ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﺴﭙﺎﺭﻡ ﺗﺎ . . . ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻮ
ﺑﻴﺎﻭﺭﺩ . . . ﺍﻟﻔﺒﺎﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺭﺍ . . .
ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻢ ﺧﻂ ﺧﻄﻲ ﮐﻨﻢ . . .
ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎﻳﻲ ﺭﺍ ﮐﻪ . . . ﺩﻝ ﺷﮑﺴﺘﻢ ﻭ . . .
ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﻨﺪ . . .
ﺩﻟﻢ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺭ . . .
ﺍﮔﺮ ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ ﺩﺭ ﺩﻓﺘﺮ ﻧﻘﺎﺷﻲ ﺗﺎﻥ . . . ﻫﺮ ﭼﻪ
ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﻴﺪ ﺑﮑﺸﻴﺪ . . .
ﺗﻨﻬﺎ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺮﺩﺑﺎﻧﻲ ﺑﮑﺸﻢ . . . ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﺗﻮ . . .
ﺩﻟﻢ ﻣﻴﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺭ . . . ﺍﮔﺮ ﮔﻠﻲ ﺭﺍ ﺩﻳﺪﻡ . . .
ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﭽﻴﻨﻢ . . .
ﺗﻘﺪﻳﻤﺶ ﮐﻨﻢ ﺑﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﺖ . . . .
ﺩﻟﻢ ﺧﻴﻠﻲ ﭼﻴﺰ ﻫﺎ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﺪ
ﺭﺍﺳﺘﻲ ﺧﺪﺍ!
ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻛﻮﺩﻙ ﺷﺪ؟؟ !!
ﻣﻦ
ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﻱِ ﻧﮕﺎﻩِ ﻣﻌﺼﻮﻡِ ﮐﻮﺩﮐﻲ ﺍﻡ . ﺣﺴﺎﺑﻲ ﺗﻨﮓ
ﺍﺳﺖ !!



تاريخ : ۳٠ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

روزی روزگاری پادشاه جوانی به نام آرتور، توسط سرزمین همسایه اش دستگیر و زندانی گردید. پادشاه می توانست آرتور را بکشد اما تحت تاثیر جوانی آرتور و افکار و عقاید او قرار گرفت. از این رو، پادشاه برای آزادی وی شرطی گذاشت که می بایست به سؤال بسیار مشکلی پاسخ دهد. آرتور یک سال زمان داشت تا جواب را بیابد و اگر پس از یکسال موفق به یافتن پاسخ نمی شد، کشته می شد. سؤال این بود: زنان واقعاً چه چیزی می خواهند؟


این سؤال اکثر مردم اندیشمند و باهوش را نیز سرگشته و حیران می نمود و به نظر می آمد برای آرتور جوان یک پرسش غیرقابل حل باشد. اما از آنجایی که پذیرش این شرط بهتر از مردن بود، وی پیشنهاد پادشاه را برای یافتن جواب سؤال در مدت یک سال پذیرفت. آرتور به سرزمین پادشاهی اش بازگشت و از همه شروع به نظرخواهی کرد: از شاهزاده ها گرفته تا کشیش ها، از مردان خردمند، و حتی از دلقک های دربار. او با همه صحبت کرد، اما هیچ کسی نتوانست پاسخ رضایت بخشی برای این سؤال پیدا کند.

بسیاری از مردم از وی خواستند تا با جادوگر پیری که به نظر می آمد تنها کسی باشد که جواب این سؤال را بداند، مشورت کند. البته احتمال می رفت دستمزد وی بسیار بالا باشد چرا که وی به اخذ حق الزحمه های هنگفت در سراسر آن سرزمین معروف بود. وقتی که آخرین روز سال فرا رسید، آرتور فکر کرد که چاره ای به جز مشورت با جادوگر پیر ندارد. جادوگر موافقت کرد تا جواب سؤال را بدهد، اما قبل از آن از آرتور خواست تا با دستمزدش موافقت کند.

جادوگر پیر می خواست که با لُرد لنسلوت، نزدیکترین دوست آرتور و نجیب زاده ترین دلاور و سلحشور آن سرزمین ازدواج کند! آرتور از شنیدن این درخواست بسیار وحشت زده شد. جادوگر پیر؛ گوژپشت، وحشتناک و زشتی بود و فقط یک دندان داشت، بوی گنداب میداد، صدایش ترسناک و زشت و خیلی چیزهای غیرقابل تحمل دیگر در او یافت میشد.

آرتور هرگز در سراسر زندگی اش با چنین موجود نفرت انگیزی روبرو نشده بود، از اینرو نپذیرفت تا دوستش را برای ازدواج با جادوگر تحت فشار گذاشته و او را مجبور کند چنین هزینه وحشتناکی را تقبل کند. اما دوستش لنسلوت، از این پیشنهاد باخبر شد و با آرتور صحبت کرد. او گفت که هیچ از خود گذشتگی ای قابل مقایسه با جان پادشاه نیست. از این رو مراسم ازدواج آنان اعلان شد و جادوگر پاسخ سوال را داد. " آنها می خواهند تا خود مسئول زندگی خودشان باشند".

همه مردم آن سرزمین فهمیدند که پاسخ جادوگر یک حقیقت واقعی را فاش کرده است و جان آرتور به وی بخشیده خواهد شد، و همینطور هم شد. پادشاه همسایه، آزادی آرتور را به وی هدیه کرد و لنسلوت و جادوگر پیر یک جشن باشکوه ازدواج را برگزار کردند. ماه عسل نزدیک میشد و لنسلوت خودش را برای یک تجربه وحشتناک آماده می کرد، در روز موعود با دلواپسی فراوان وارد حجله شد. اما، چه چهره ای منتظر او بود؟ زیباترین زنی که به عمر خود دیده بود بر روی تخت منتظرش بود. لنسلوت شگفت زده شد و پرسید چه اتفاقی افتاده است؟ زن زیبا جواب داد: از آنجایی که لرد جوان با وی به عنوان جادوگری پیر با مهربانی رفتار کرده بود، از این به بعد نیمی از شبانه روز می تواند خودش را زیبا کند و نیمی دیگر همان زن وحشتناک و علیل باشد. سپس جادوگر از وی پرسید: کدامیک را ترجیح می دهد؟ زیبا در طی روز و زشت در طی شب، یا برعکس آن؟

لنسلوت در مخمصه ای که گیر افتاده بود تعمقی کرد. اگر زیبایی وی را در طی روز خواستار میشد آنوقت می توانست به دوستانش و دیگران، همسر زیبایش را نشان دهد، اما در خلوت شب در قصرش همان جادوگر پیر را داشته باشد! یا آنکه در طی روز این جادوگر مخوف و زشت را تحمل کند ولی در شب، زنی زیبا داشته باشد که لحظات فوق العاده و لذت بخشی رابا وی بگذراند. آنچه لنسلوت انتخاب کرد این بود: لنسلوت نجیب زاده و شریف، می دانست که جادوگر قبلاً چه پاسخی به سؤال آرتور داده بود؛ از این رو جواب داد که این حق انتخاب را به خود او می دهد تا خودش در این مورد تصمیم بگیرد.با شنیدن این پاسخ، جادوگر اعلام کرد که برای همیشه و در همه اوقات زیبا خواهد ماند، چرا که لنسلوت به این مسئله که آن زن بتواند خود مسئول زندگی خودش باشد احترام گذاشته بود.

محبوبیت آرتور عدالت گستر در میان مردم عامی به خاطر این سعی و تلاش است و میراث آن داستان‌های فلکلوری است که در میان عوام از رشادت‌ها، دلاوری‌ها، و حسن رفتار او به یادگار مانده‌است؛ طوری که تاریخ، اسطوره و افسانه چنان با هم آمیخته که تشخیص آنها از یکدیگر به سختی امکان‌پذیر است.



تاريخ : ٢۳ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 داستان راز بزرگ زندگی

در افسانه های آلمانی آمده روزی که خدا جهان را آفرید فرشتگان مغرب را به بارگاه خواند و به آنها فرمود:

 

برای پنهان کردن راز بزرگ زندگی پیشنهاد بدهید.

یکی از فرشته ها گفت:خدایا آن را زیر زمین پنهان کن.

فرشته دیگر گفت:پروردگارا آن را زیر دریاها قرار بده....

سومی گفت:ای خدا آنرا بر قله بلندترین کوهها پنهان کن...

خداوند فرمود:

اگر به گفته شما عمل کنم فقط تعدادی از بندگانم قادر خواهند بود آن را بیابند در حالی که من میخواهم راز بزرگ زندگی در دسترسشان باشد.

در این هنگام یکی از فرشته ها گفت:ای خدای مهربان راز بزرگ زندگی را در قلب بندگانت قرار بده به این ترتیب هر کس برای پیدا کردن این راز باید به قلب حود رجوع کند.

 



تاريخ : ٢۳ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

داستان کفشهای طلایی

تا کریسمس چند روز بیشتر نمانده بودو جنب وجوش مردم برای خریدن هدایای کریسمس روز به روز بیشتر میشد.آن روز من هم برای خریدن هدیه به یکی از فروشگاهها رفته بودم و برای پرداخت پول توی صف صندوق ایستادم.

 

جلوی من دو بچه کوچک ایستاده بودند پسری ده ساله با لباسهای مندرس و خواهر شش ساله اش که سر و وضع او بهتر از برادرش نبود.آنها یک جفت کفش زنانه در دست داشتند وخیلی خوشحال بودند.تا بالاخره رسیدند جلو صندوق و مرد صندوقدار بابت کفشهای طلایی رنگ از آنها هفت دلار پول طلب کرد.

پسرک وقتی دید فقط چهار دلار دارد رو به خواهرش گفت:لسلی هنوز پولمان کامل نشده ..... چند روز دیگر می آییم......

اما دخترک به سختی اشک ریخت و گفت:یعنی می گی مامان بدون کفش به بهشت بره؟

وقتی برادرش بغض کرد طاقت من تمام شد و مابقی پول کفش را پرداختم.

پسرک با حفظ غرورش تشکر کرد و دخترک نیز مرا در آغوش گرفت و بوسید اما من قبل از خداحافظی پرسیدم:منظورت چی بود که مامان بدون کفش بره بهشت؟

دخترک در حالی که اشکهایش را پاک میکرد گفت:چند روز قبل که مادرمون در بیمارستان بستری شد شب دیدم که پدر دور از چشم ما داشت اشک می ریخت و با خودش می گفت:زن بیچاره تا آخر عمر در حسرت یک کفش طلایی ماند.....

وقتی من رفتمک جلو و از پدر پرسیدم منظورش چیست پاسخ داد:هیچی دخترم....مادرت تا چند روز دیگه میره بهشت و چون در آنجا باید کفش طلایی بپوشه من ناراحتم که چرا برایش نخریدم و.....

خواهر و برادر خداحافظی کردند و رفتند تا من برای اولین بار از هدیه ای که بخاطر کریسمس داده ام خوشحال باشم.




تاريخ : ٢٠ شهریور ۱۳٩۳ | ٥:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

ساده که میشوی

همه چیز خوب میشه

خودت

غمت

مشکلت

غصه ات

هوای شهرت

آدمهای اطرافت

حتی دشمنت

یک آدم ساده که باشی

برایت فرقی نمیکند که تجمل چیست

که قیمت تویوتا لندکروز چند است

فلان بنز آخرین مدل ، چند ایربگ دارد

مهم نیست

نیاوران کجاست

شریعتی و پاسداران و فرشته و الهیه

کدام حوالی اند

رستوران چینی ها

گرانترین غذایش چیست

ساده که باشی

همیشه در جیبت شکلات پیدا میشود

همیشه لبخند بر لب داری

بر روی جدولهای کنار خیابان راه میروی

زیر باران ، دهانت را باز میکنی و قطره قطره مینوشی

آدم برفی که درست میکنی

شال گردنت را به او میبخشی

ساده که باشی

همین که بدانی بربری و لواش چند است

کفایت میکند

نیازی به غذای چینی نیست

آبگوشت هم خوب است 
ساده که باشی

آدمهای ساده را دوست داری که

بوی ناب آدم میدهند



تاريخ : ۱٧ شهریور ۱۳٩۳ | ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()
سه چیز در زندگی پایدار نیستند: رویاها; موفقیت ها; شانس. 

سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند:زمان; گفتار; موقعیت. 

سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند :الکل; غرور; عصبانیت. 

سه چیز انسانها را می سازند: کار سخت; صمیمیت; تعهد. 

سه چیز در زندگی بسیار ارزشمند هستند: عشق; اعتماد به نفس; دوستان.

سه چیز در زندگی که هرگز نباید از بین بروند :آرامش; امید و صداقت. 
 
 


تاريخ : ۱٤ شهریور ۱۳٩۳ | ٥:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

بچه ها شوخی شوخی به گنجشکها سنگ می زنند….

و گنجشکها جدی جدی می میرند. آدمها شوخی شوخی زخم می زنند …

. و قلبها جدی جدی می شکنند. آدمها شوخی شوخی لبخند می زنند….

و دلها جدی جدی عاشق می شوند .

 



تاريخ : ٩ شهریور ۱۳٩۳ | ٦:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()
تاريخ : ۳۱ امرداد ۱۳٩۳ | ٧:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود.. تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود . پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد : 

پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم . من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد . من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی . 

دوستدار تو پدر 

پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد : 

پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام .

 4 صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پلیس محلی دیده شدند, و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند .

 پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟ پسرش پاسخ داد : 

پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم .


در دنیا هیچ بن بستی نیست. یا راهی‌ خواهم یافت، یا راهی‌ خواهم ساخت.



تاريخ : ٢٢ امرداد ۱۳٩۳ | ٧:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

کشاورزی جوان یک اسب پیر داشت یک روز هنگام برگشتن به خانه چون مراقبش نبود داخل چاهی بدون آب افتاد.

 

کشاورز جوان هر چه سعی کرد نتوانست اسب را از چاه در آورد از طرفی دلش هم به حال اسب پیر میسوخت که آن طور درد بکشد پس برای اینکه اسب زجر نکشد فکری به ذهنش رسید با بیلی که در دست داشت خاکهای اطراف چاه را داخل چاه ریخت به این نیت که  اسبش زیر خاکها مدفون شود و بمیرد.!

اما اسب پیر هر بار که خاک روی بدنش می ریخت با دمش و تکان دادن بدنش خاکها را پایین می ریخت و در عین حال خاکها را روی هم کپه میکرد و چند سانتی متر بالاتر می آمد.

این کار همچنان ادامه پیدا کرد .کشاورز جوان خاک میریخت و اسب پیر خاکها را زیر پایش جمع میکردو....

تا بالاخره ارتفاع خاک به لبه چاه رسید و اسب پیر در حالی که یک کوزه پر از سکه طلا را به دندان گرفته بود از چاه خارج شد و کشاورز جوان تبدیل به مردی ثروتمند شد.

 

 

مشکلات زندگی مانند تلی از خاک بر سر ما میریزند .

انسانها نیز دو انتخاب پیش رو دارند :

اول اینکه اجازه دهند مشکلات آنها را زنده به گور کند!

دوم آنکه از مشکلات سکویی بسازند برای رسیدن به خوشبختی!

 

 

 



تاريخ : ٢۱ امرداد ۱۳٩۳ | ٦:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

مرد ثروتمندی همراه هشت پسر و دخترش و نوه هایش در یک باغ زندگی می کرد و با اینکه همه چیز داشت نگران فرزندان و نوه هایش بود که بخاطر ثروت او هیچ کدام کار نمی کردند و زحمت نمی کشیدند.

 

یک روز مرد ثروتمند فکری به سرش زد و ......

فردا صبح هر کدام از پسرها و دخترها و عروسها و دامادها و نوه ها که می خواستند از وسط جاده باغ بگذرند چشمشان به تخته سنگ بزرگی افتاد که راه عبور و مرور آنها را سخت کرده بود اما آنها که نمی دانستند مرد ثروتمند از پنجره اتاقش دارد آنها را نگاه می کند بدون اینکه به خودشان زحمت بدهند که لااقل سنگ را از سر راه بقیه اعضای خانواده بردارند از کنار تخته سنگ گذشتند و رفتند.

خورشید داشت کم کم غروب می کرد و مرد ثروتمند از دیدن آن صحنه ها سخت ناراحت شده بود که ناگهان متوجه شد پیر مرد خدمتکار در حالی که لوازم زیادی در دست داشت همین که به تخته سنگ رسید لوازمش را پایین گذاشت و به هر سختی بود تخته سنگ را برداشت و آن را از سر راه دور کرد و......که در همان لحظه چشمش به یک کیسه پر از صد دلاری افتاد پیرمرد باغبان داخل کیسه را نگاه کرد تا صاحبش را پیدا کند که یادداشتی را وسط بسته های صد دلاری دید که نوشته شده بود :

هر سد و مانعی که سر راهتان باشد می تواند مسیر زندگیتان را تغییر بدهد به شرط آنکه سعی کنید آن مانع را از سر راهتان بردارید!

پیرمرد باغبان خوشحال بود اما پیرمرد ثروتمند به حال فرزندانش اشک می ریخت. 

 

 

 

 

 



تاريخ : ۱٩ امرداد ۱۳٩۳ | ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

عاقلانه ترین کلمه احتیاط است.....حواست را جمع کن.دست و پاگیر ترین کلمه محدودیت است.....اجازه نده مانع پیشرفتت شوند

 
 

 

 

سخت ترین کلمه غیرممکن است.....اصلا وجود ندارد

 
 
 

 

 

مخرب ترین کلمه شتابزدگی است .... مواظب پل های پشت سرت باش

 
 
 

 

 

 

تاریک ترین کلمه نادانی است .... آن را با نور علم روشن کن

 
 
 
 

 

کشنده ترین کلمه اظطراب است .... آن را نادیده بگیر

 
 
 

 

 

صبورترین کلمه انتظار است .... همیشه منتظرش بمان

 
 
 

 

 

 

با ارزش ترین کلمه بخشش است .... سعی خود را بکن

 

 

 
 
 

قشنگ ترین کلمه خوشرویی است .... راز زیبایی در آن نهفته است

 
 
 

 

 

سازنده ترین کلمه گذشت است .... آن را تمرین کن

 

 

 

 
 
 

پر معنی ترین کلمه ما است.... آن را به کار ببند

 
 
 

 

 

عمیق ترین کلمه عشق است.... به آن ارج بده

 
 
 

 

 

بی رحم ترین کلمه تنفر است.... با آن بازی نکن

 
 
 

 

 

 

خودخواهانه ترین کلمه من است.... از آن حذر کن

 
 
 

 

 

ناپایدارترین کلمه خشم است .... آن را در خود فرو ببر

 
 
 

 

 

بازدارنده ترین کلمه ترس است .... با آن مقابله کن

 
 
 

 

 

 

با نشاط ترین کلمه کار است .... به آن بپرداز

 
 
 

 

 

پوچ ترین کلمه طمع است .... آن را در خود بکش

 
 
 

 

 

سازنده ترین کلمه صبر است .... برای داشتنش دعا کن

 
 
 

 

 

روشن ترین کلمه امید است .... همیشه به آینده امیدوار باش



تاريخ : ۱٥ امرداد ۱۳٩۳ | ٥:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

وقتی لاشخور میاد سمت طعمه شیر ،

شیر طعمه را رها میکند ،

نه اینکه شیر از لاشخور هراس دارد ... بلکه میداند

طعمه ای که لاشخور خواهانش است ارزش جنگیدن ندارد .......

من برای چیزهای بی ارزش نمیجنگم ، بگذار طعمه لاشخور شوند ...

من برای خیلی چیزها نمیجنگم....




تاريخ : ۱۳ امرداد ۱۳٩۳ | ٦:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

حل کردن مشکل ارور SSL connection error در گوگل کروم هنگام ورود به صفحات وب

برای رفع این مشکل باید دو مرحله زیر رو انجام دهید چون این مشکل امکان دارد با انجام یکی از این مراحل حل شود 

 

مرحله اول :  

برنامه Google Chrome را ببندید (مهم)

روی میانبر (shortcut) برنامه Google Chrome راست کلیک (Right click) کنید و وارد Properties شوید

وارد زبانه Shortcut شده و در انتهای آدرس Target یک فاصله قرار داده و متن زیر را اضافه کنید

(فاصله)--ignore-certificate-errors




نتیجه کار چیزی شبیه به این باید باشد :
C:\…\chrome.exe --ignore-certificate-errors
یا
"C:\…\chrome.exe" --ignore-certificate-errors

اکنون با اجرای Google Chrome خطای SSL error warnings را مشاهده نخواهید کرد                                                                                                                                 حالا اگر با انجام این کار ها مشکلتون حل نشد امکان داره از آنتی ویروس شما باشه پس طبق عکس مرحله دوم عمل کنید

مرحله دوم:

 دوست عزیز شما وارد تنظیمات نود 32 بشین و این قسمتی که در عکس میبینید رو تیکشو روی Do not Scan SSL Protocol بزارید.                                                                                 پیروز و موفق باشین                                                                                                                                

 

 

 

 



تاريخ : ۱٢ امرداد ۱۳٩۳ | ٦:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

لینک دانلود ورژن جدید وب فریر:http://76.164.214.234/download/WebFreer_Setup_1.1.1.1.zip



تاريخ : ۱۱ امرداد ۱۳٩۳ | ٤:۳٥ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

این زندگی گذراست… 
نه غمش پایدارست 
و نه خوشی اش. 
به کوله بارت نگاه کن، که چگونه پرش کرده ای. 
آرزویی بکن … 
گوش های خدا پر از آرزوست و دستهایش پر از معجزه … 
آرزویی بکن … 
شاید کوچکترین معجزه اش بزرگترین آرزوی تو باشد !

 




تاريخ : ٥ امرداد ۱۳٩۳ | ٥:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()



تاريخ : ۱ امرداد ۱۳٩۳ | ٦:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

فرق نداره کی هستی… 
چه بالا چه پایین 
چه لباسی تنته… 
چه گرون چه ارزون 
کجا زندگی میکنی… 
چه بالا شهر چه پایین شهر 
کجا میخوابی… 
چه رو تخت چه رو فرش 
خونت چند متره… 
چه 1 متر چه 1000متر 
آخرش هممون 
میریم توی یه وجب خاک با لباس کفن سفید میخوابیم 
بچه ها قدر فرصت هامون و بدونیم 
یادمون نره کی هستیم….ما یه انسانی با یه دوره ی زمانی محــدود برای زندگی 
قدر این دوره رو بدونیم




تاريخ : ۱ امرداد ۱۳٩۳ | ٥:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()
در زندگی همیشه غمگین بودن از شاد بودن آسان تر است. ولی من اصلا از آدم هایی خوشم نمی آید که آسان ترین راه را انتخاب می کنند. تو را به خدا شاد باش و برای آن که شاد شوی، هر کاری از دستت بر می آید بکن… 
آنا گاوالدا
 


تاريخ : ٢٦ تیر ۱۳٩۳ | ٧:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()



تاريخ : ٢٥ تیر ۱۳٩۳ | ٩:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

اشک ها قطره نیستند

 

 


بلکه کلماتی هستند که می افتند

 


فقط بخاطر اینکه :

 


پیدا نمیکنند کسی را

 


که معنی این کلمات را بفهمند...............

 

(کلانتر)

 



تاريخ : ۱۱ تیر ۱۳٩۳ | ۳:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()


آیا تاکنون از خود پرسیده اید که بین افراد ثروتمند و فقیر یا افسرده و شاد و در کل بین انسان های موفق و ناکام چه تفاوتی وجود دارد؟
آیا می دانید چرا اکثر مردم در بیماری، فقر و گمنامی زندگی می کنند و بعضی ها قله های پیروزی را یکی پس از دیگری فتح می کنند؟
متاسفانه اکثر مردم، آنچنان در حال تلاش و تقلای جسمی، برای گذراندن امور زندگی هستند که فرصت نمی کنند به دنبال جواب این گونه سئوالات بگردند و با خود بیندیشند که چرا تاکنون زندگی خوبی نداشته اند و چگونه می توانند یک زندگی عالی و موفق را برای خود ایجاد کنند.
آنها افراد موفق را خیلی خوش شانس تصور می کنند و نمی دانند که موفقیت و خوشبختی نیز مانند هر کاری در این جهان اصولی دارد و در واقع مرز بین خوشبختی و بدبختی فقط یک راز است.
ما این راز را برای شما فاش می کنیم. و از همین حالا ورود شما را به جمع افراد خوشبخت تبریک می گوییم.
راز در تاریخ بشریت وجود داشته، کشف شده، پنهان شده، گمشده و دوباره پیدا شده است. تعدادی زن و مرد استثنایی این راز را کشف کردند و به عنوان بزرگترین انسان های روی زمین شناخته شدند.
«مستند راز» مفاهیم عمیقی از زندگی را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد. این فیلم با شعار «راز تمام مرزها را در می‌نوردد تا تو را بیابد» در سینماهای جهان اکران شد.
این فیلم مستند از مدت زمان یک فیلم داستانی بهره می‌برد و سعی دارد «راز» بزرگ جهان را آشکار کند. برای رسیدن به این هدف فیلم عصرهای مختلف و کشورهای گوناگون را در می‌نوردد. این «راز» هر آن چیزی است که وجود دارد. راز لذت بی‌نهایت، سلامتی، پول، عشق و جوانی نامحدود.
به تصویر کشیدن جهان، دانشمندان، نویسندگان و فلاسفه پیشگام در این مستند، راز حیات را که طی قرن‌ها باعث موفقیت مشاهیری چون افلاطون، نیوتن، بتهوون، شکسپیر، انیشتن و غیره شده است را پیش روی بیننده این فیلم قرار می دهد.
فیلم راز اثری است که با آنکه مدت زیادی از انتشار آن نگذشته است مورد توجه بسیاری از مردم و رسانه ها و راز قرن ها سفر کرده تا هم اکنون به دست ما رسیده است .
در این فیلم می آموزید شما تنها کسی هستید که زندگی تان را می آفرینید چون هیچ کس دیگر نمی تواند برای شما فکر کند. این کار تحت کنترل خود شماست. اگر چیزی را که می بینید می خواهید در مورد آن بنویسید، راجع به آن با دیگران حرف بزنید، به آن فکر کنید و روی آن تمرکز کنید ولی اگر آن را نمی خواهید در موردش با کسی حرف نزنید ، توجه تان را منحرف کنید. وقتی چیزی را تجسم می کنید آن را پدید می آورید. پس موقع تجسم همیشه روی نتیجه پایانی متمرکز شوید. وقتی خود را در موقعیتی که دوست دارید تصور میکنید ، دیگر احساس نمی کنید که به آن چیز نیاز دارید بلکه احساس می کنید که آن چیز را دارید و آن احساس باعث می شود که کائنات همان موقعیت را برایتان پدید آورد.
اگر به دنبال حس لذت درونی ، بینش درونی و آرامش درونی بروید بقیه چیزها برایتان پدیدار می شود.

گوشه ای از آنچه پس ازگوش دادن این مستند بدست خواهید آورد:

- کسب شغل مورد علاقه و افزایش درآمد
- افزایش ایمان و دوستی با خدا و استجابت دعا
- پیشگیری و درمان کلیه بیماریهای روحی و جسمی
- ازدواج موفق
- ارتقاء تحصیلی و کسب مدارج بالای علمی
- افزایش خلاقیت
- افزایش آرامش ذهنی
- تربیت فرزندان خلاق و موفق
- ایجاد روحیه شاد و اعتماد به نفس عالی
- ایجاد میدان انرژی برای جذب تمام اهداف و آرزوهایتان

و اما آنچه در مورد این راز گفته می شود:

همه ما با نیروی کاملاً یکسانی زندگی می کنیم. با یک قانون: قانون جاذبه.این قانون می گوید: هرچیزی را که وارد زندگی مان می شود را خودمان جذب کرده ایم. تمام چیزهایی را که در ذهن مان می گذرد را خودمان جذب می کنیم. قانون جاذبه اهمیتی نمی دهد که شما چه چیزی را می خواهید و چه چیزی را نمی خواهید. حتی وقتی به چیزی فکر می کنید یا نگاه می کنید که آن را نمی خواهید و با آن مخالفت می کنید آن را به طرف خودتان جذب می کنید. در آن موقع قانون جاذبه در حال عمل است. 
هر چیزی را چه ببینید چه به خاطر آورید و چه تصور کنید، هر چیزی که روی آن متمرکز شوید را به سوی خود جذب می کنید. و هرگاه این تمرکز همراه با احساسات شدید باشد جذب آن سریع تر خواهد بود.
مراقبت از افکار کار سختی به نظر می رسد اما احساساتمان به ما کمک میکند که بفهمیم که به چه فکر می کنیم. هرچه موقع فکر کردن احساس بهتری داشته باشید این احساس خوب باعث می شود که جهت گیری شما در زندگی بهتر باشد و در زندگی روزمره افکاری را پدید می آورید که زندگی بهتری را در آینده برایتان رقم میزند.

آرزو کن ، بطلب ، ایمان داشته باش ، دریافت کن.

آن چیزی را که می خواهید طلب کنید . اکثر ما به خودمان اجازه نمی دهیم آن چیزی را که واقعاً دلمان میخواهد طلب کنیم. کائنات به افکار شما پاسخ می دهد. برای دریافت شما باید خودتان را با آن چیزی که میخواهید هم جهت کنید یعنی قدردان باشید و برای دریافت آن شور و اشتیاق داشته باشید.
اگر به جای شکایت برای چیزهایی که دارید قدردانی کنید احساس بهتری پیدا می کنید و این باعث جذب چیزهای بهتری به سمت تان می شود.

دانلود با لینک مستقیم:

دانلود (حجم: ۱۴MB)





تاريخ : ۱٤ خرداد ۱۳٩۳ | ٧:۱٤ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

دوستان گلم سلام  خیلی وقت ک  پست نمیذارم چون یکمی سرم شلوغه  ..... واستون لینک دانلود کتاب صوتی  چهار اثر از خانم فلورانس اسکاول شین رو گذاشتم تا جبران پست نذاشتم بشه ......

بچه ها ازتون خواهش میکنم نظر بذارید دلم واسه تون تنگ شده راستی ب وب آرام هم سر بزنید حتما ....... 

 

 

زمان کل: ۸ ساعت و ۴۶ دقیقه

کتابی که در ایران از چاپ شصتم فراتر رفته و خوانندگان بسیاری را به خود جلب نموده است.نویسنده‌ی آمریکایی این کتاب، سالیان بسیار در مقام هنرمند (نقاش) و خطیب، نامی بلندآوازه داشت. افراد بی‌شماری در کلاس‌هایش شرکت می‌جستند و از این طریق، پیام معنویت را به گروهی وسیع می‌رساند. بزرگ‌ترین راز موفقیتش این بود که همواره خودش بود: ساده و صمیمی و بی‌تکلف و شوخ‌طبع. هرگز نخواست قراردادی و ادیب مآب یا دارای نفوذی تحمیلی باشد. در ادامه می توانید توضیحات تکمیلی و لینک های دانلود را مشاهده کنید.

 

بخشهایی از کتاب:

زندگی، یک بازی است؛ بیشتر مردم زندگی را پیکار می‌انگارند. اما زندگی پیکار نیست، بازی است. زندگی، بازی بزرگ داد و ستد است. زیرا آنچه آدمی بکارد همان را درو خواهد کرد. یعنی هر آنچه از آدمی در سخن یا عمل آشکار شود یا بروز کند به خود او باز خواهد گشت؛ و هر چه بدهد بازخواهد گرفت. اگر نفرت بورزد، نفرت به او باز خواهد آمد. و اگر عشق ببخشد، عشق خواهد ستاند. اگر انتقاد کند، از او انتقاد خواهد شد. اگر دروغ بگوید به او دروغ خواهند گفت. و اگر تقلب کند به او حقه خواهند زد. همچنین به ما آموخته‌اند که قوه‌ی تخیل در بازی زندگی نقشی عمده دارد.

هر آنچه آدمی در خیال خود تصور کند- دیر یا زود- در زندگی‌اش نمایان می‌شود. مردی را می‌شناسم که از مرضی معین که بسیار نادر بود می‌ترسید. او آن قدر به آن مرض اندیشید و درباره‌اش مطالعه کرد که آن بیماری آشکارا بدنش را فراگرفت و مرد. او در واقع، قربانی خیال‌پردازی خود شد. برای پیروزی در بازی زندگی، باید نیروی خیالمان را آموزش دهیم. کسی که به قوه‌ی تخیل خود آموخته باشد که تنها نیکی را تصور کند و ببیند، خواهد توانست به همه‌ی مرادهای به حق دلش- خواه سلامت و خواه ثروت و خواه محبت و خواه دوستی و یا هر آرمان بزرگ دیگر – برسد.

در بازی زندگی، کلام نقشی تعیین کننده دارد؛ چه بسیارند کسانی که با کلام کاهلانه‌ی خود، به زندگی‌اشان مصیبت فرا خوانده‌اند. مثلاً زنی ثروتمند مدام به شوخی می‌گفت: «دارم خودم را برای زندگی در خانه‌ی مساکین آماده می‌کنم.» با تصویر نقش تنگدستی و تهیدستی بر ذهن نیمه هوشیار، چند سالی نیز نگذشت که کارش به همانجا کشید. خوشبختانه این قانون در هر دو جهت کار می‌کند. یعنی می‌توان فقر را نیز به ثروت بدل کرد. وفور نعمت همواره بر سر راه انسان است. اما از طریق آرزو، ایمان، یا کلام به زبان آمده، می‌تواند نمایان شود. خداوند آشکارا گفته است که نخستین حرکت را انسان باید انجام دهد. بخواهید که به شما داده خواهد شد. بطلبید که خواهید یافت. بکوبید که برای شما باز کرده خواهد شد.

دانلود با لینک مستقیم:

دانلود بخش اول (حجم: ۱۵MB)

دانلود بخش دوم (حجم: ۱۵MB)

دانلود بخش سوم (حجم: ۱۵MB)

دانلود بخش چهارم (حجم: ۱۵MB)



تاريخ : ٧ خرداد ۱۳٩۳ | ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

 

دی شیخ با چراغ همی‌ گشت گرد شهر

کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست...
"حضرت مولانا"

 




تاريخ : ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۳ | ٦:٢۸ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

تابلو ؛ نقاش را ثروتمند کرد. 
شعر ِشاعر به چند زبان ترجمه شد. 
کارگردان جایزه ها را درو کرد… 
و هنوز سر همان چهار راه واکس میزند 
کودکی که بهترین سوژه بود

 


تاريخ : ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۳ | ٦:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

آنتونی رابینز و داستان موفقیتش

آنتونی رابینز Anthony Robbins در سال ۱۹۶۱ در خانواده ای نسبتاً فقیر به دنیا آمد. پس از گرفتن دیپلم متوسطه به کارهای گوناگون روی آورد، اما توفیق چندانی نیافت.
 

تونی در سن ۲۲ سالگی در آپارتمان ۴۰ متری محقری، زندگی مجرد فقیرانه ای داشت و به گفته ی خودش، ناچار بود ظرفهای غذای خود را در وان حمام بشوید.

گذشته از گرفتاری های مالی، بر اثر پرخوری و بد خوراکی، بیش از یکصد و بیست کیلوگرم وزن داشت، و به علت چاقی، دچار تنبلی، بی حالی و خواب آلودگی شده بود. اما در عین فقر و فلاکت، رؤیاها و آرزوهای جاه طلبانه ای داشت و در عالم خیال، خود را در قصر زیبایی در ساحل دریا و نزدیک جنگل سرسبزی مجسم می ساخت و برای خود همسری شایسته، اتومبیل گران قیمت و امکاناتی رویایی در نظر می گرفت.

سر انجام مصمم شد که با چاقی خود، مبارزه کند و برای رسیدن به این هدف به مطالعه ی چند کتاب پرداخت، اما مطالب آنها را ضد و نقیص یافت و آنها را دور انداخت. پس از آن، برای کاهش وزن خود، راهی دیگر جست.

به فکر افتاد فردی را که از هر جهت سالم و دارای تناسب اندام باشد، پیدا کند و افکار، اعتقادات، و نحوه تغذیه او را سرمشق خود قرار دهد. این شیوه، مؤثر واقع شد و توانست در کمتر از دو ماه، بدون استفاده از رژیم غذایی و عمدتاً با شیوه های روانشناسی و کنترل فکر و ذهن، حدود پانزده کیلوگرم از وزن خود را کم کند و با توجه به قامت بلند خود که در حدود دو متر بود، تناسب اندام خود را بدست آورد.

موفقیتی که در زمینه کنترل وزن نصیب او شد، وی را به اندیشه وا داشت که شاید این شیوه را بتوان در هر زمان، هر جا و هر زمینه، در مورد هر کسی بکار گرفت. ابتدا معتقد شد که برای بدست آوردن و حفظ تناسب اندام، در وهله ی اول باید افکار، تصورات، و رفتارهای فردی را که از نظر وزن متناسب است دریابیم. ببینیم آن فرد چه می خورد، چه اندازه ای می خورد و چگونه می خورد. سپس او را سرمشق قرار دهیم و به همان نتیجه برسیم.

پس از آن معتقد شد که ساختمان مغز و اعصاب افراد (بشر)، کم و بیش به هم شبیه است، پس اگر کسی در نقطه ای از دنیا توانسته است کاری بزرگ را به انجام برساند، من هم که دارای مغز و اعصاب مشابه او هستم می توانم عیناً همان کار را انجام دهم و به همان نتیجه برسم، به شرط آن که از همان راهی که او رفته است بروم و طرز تفکر و رفتارم شبیه او باشد.

او این طرز تلقی را مورد عمل قرار داد و به دیگران نیز توصیه نمود و نتایج را بررسی کرد و به درستی این عقیده ایمان یافت.

در این هنگام به مطالعه عمیق، کتب روانشناسی و شرکت در کلاس های استادان این علم پرداخت و با فنون تازه ای از قبیل «برنامه ریزی عصبی کلامی» و «روش های انجام بهینه کارها» آشنا گردید، و چون این شیوه ها را در مورد خود و دیگران به کار گرفت و به نتایج چشمگیری نایل شد، تدریجاً توجه افراد بسیاری به سوی او جلب گردید.

در سال ۱۹۸۴ شیوه های تازه روانشناسی را برای تعدادی از قهرمانان ورزشی مورد آزمایش قرار داد و آثار آن در بازیهای المپیک ۱۹۸۴ نمایان گردید. پس از آن، ارتش آمریکا وی را برای تدریس روش های جدید یادگیری به نظامیان دعوت کرد. ضمن اجرای این طرح متوجه نقایص آموزشی ارتش در زمینه تیراندازی گردید و مدعی شد که می تواند زمان برنامه های آموزشی مزبور را به نصف تقلیل دهد. ارتش با وی قرار داد بست چنانچه بتواند ادعاهای خود را عملاً به اثبات برساند.

این موفقیت ها، پاداشهای مادی و معنوی فراوانی به همراه داشت. پله های بعدی موفقیت را به سرعت طی کرد و به زودی به همه آرزوها و خواسته های خود رسید. در کمتر از دو سال، با همسر دلخواه خود ازدواج کرد. قصر زیبایی در سواحل سرسبز «سن دیه گو» خرید که از طرفی مشرف به دریا بود. اتومبیل و وسایل زندگی خود را مطابق با آنچه در رویاهای جوانی خود می دید، تهیه کرد. به کمک دوستانش شرکتی را تأسیس کرد که نامش را «بنیاد رابینز» گذاشتند که به منظور کمک به افراد برای رسیدن به موفقیتهای فردی و حرفه ای تأسیس شده است و سالانه دهها هزار نفر را آموزش می دهد.

پس این نکته طلائی را هیچگاه فراموش نکنید که:

که ساختمان مغز و اعصاب افراد (بشر)، کم و بیش به هم شبیه است، پس اگر کسی در نقطه ای از دنیا توانسته است کاری بزرگ را به انجام برساند، من هم که دارای مغز و اعصاب مشابه او هستم می توانم عیناً همان کار را انجام دهم.

 
 


تاريخ : ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩۳ | ٦:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

web freer

سلام.

یکی از مشکلات بزرگ در فضای سایبر وجود فیلترینگه که البته خوبی هایی هم داره . توی این پست اصلا دوست ندارم در این خصوص بنویسم ، بلکه میخوام از مشکلات یکی از راه های دور زدن فیلتر براتون بگم:

یکی از راه هایی که این چند مدت گذشته پیدا شده و به خاطر پایدار بودن و رایگان بودن این راه مورد توجه کاربران فارسی قرار گفته استفاده از نرم افزار Web Freer هست. اما این نرم افزار هم مشکلات خودش رو داره و مشکل اصلی اون هم وجود تبلیغاتی است که به صورت Pop UP نمایش داده میشه و از نظر اخلاقی و محتوایی هم زیاد جالب نیست .

این تبلیغات از یک ریشه JS لود میشه که با یه ترفند ساده میشه اون ها رو حذف کرد. برای این کار این مراحل رو دنبال کنید :

فولدر زیر رو باز کنید :

C:\Program Files (x86)\WebFreer\extensions\

یا

C:\Program Files\WebFreer\extensions\

سپس دو فایل زیر رو در notepad یا یک ویرایشگر زبان وب دیگر بازکنید وتغییرات لازم رو در اون انجام بدین :

۱-manifest.‎json

همه فایل‌های جی اس  بین علامت کوتیشن را پاک کنید یعنی

“Js”: ["dynamicjs.‎js", "topbot.‎js", "rightsidad.‎js", "leftsidad.‎js", "botrit.‎js"]

بایدبشه

“Js”: []

2- background.‎html

بعد از بازکردن این فایل به دنبال آدرس http://www.‎freewebview.‎com/ads/adprocessor.‎php بگردین . دو بار این آدر تکرار شده . هر دوی اونها رو پاک کنید و جای اونها رو خالی بگذارید و یا اینکه آدرس Google.com رو جای اونها تایپ کنید .

فکر نمیکنم مشکلی داشته باشید چون مراحل خیلی ساده و آسونن . ولی بازم اگر مشکلی بود میتونین توی کامنت ها بنویسین تا با هم اونها رو بررسی کنیم….

موفق باشید



تاريخ : ٢٧ فروردین ۱۳٩۳ | ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()
ختلف وزن خود را کم می‌کنند و در مورد این مرد عشق به رانندگی عامل اصلی ایجاد انگیزه او برای لاغری بوده است.

 یک مرد ۲۵ ساله که یکی از چاق‌ترین افراد دنیا بود سرانجام با نیروی اراده، ورزش، گرفتن رژیم لاغری بسیار سنگین سرانجام موفق شد بدون حتی انجام عمل جراحی بای پس معده ۷۰ درصد از وزن بدن خود را کم کند. 

 
اراده ی آهنین یعنی این! + تصاویر

 گفتنی است، این مرد چندین بار سابقه کاهش وزن داشت اما به سرعت وزن او به حالت عادی بر می‌گشت اما سرانجام او با کمک یک مربی خصوصی ورزش و به ویژه به خاطر عشق و علاقه شدید به رانندگی زیرا به دلیل وزن زیاد نمی‌توانست رانندگی کند، موفق به لاغری ماندگار شد. 

اراده ی آهنین یعنی این! + تصاویر


این مرد ۲۵ ساله معتقد است که از این به بعد زندگی جدید را شروع خواهد کرد و همینطور ناراحت از دست دادن سال‌های گذشته عمر خود است که به خاطر چاقی نتوانسته خوب زندگی کند. 

اراده ی آهنین یعنی این! + تصاویر


این مرد در زمان چاقی علاقه عجیبی به خوردن شیرینی، مواد قندی و شکلات داشت اما بعد از لاغری و در حال حاضر به میزان کم از این مواد تغذیه می‌کند، او امیدوار است از این پس هزینه‌های زندگی او مانند پول بلیط هواپیما، قطار و البسه کاهش یابد. 



تاريخ : ۱٤ فروردین ۱۳٩۳ | ۱:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

سلام  برای شما تنظیمات وب فریر را  اماده کردم میتونید در ادامه مطلب   ببینید

 

 

 

1-ابتدا باید مطابق شکل https را غیر فعال کنید

 

 

 

 

 

و بعد از غیر فعال کردن show advanced sitting کلیک میکنید

 

بعد قسمت change proxy settings و LAN settings تیک use proxy server ... میزنید(از بالا سومی)

 

و در پایان باید دوباره https را فعال کنید



تاريخ : ٢٧ بهمن ۱۳٩٢ | ٥:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

برای خوشبخت بودن، فرش قرمز لازم نیست! 
نیازی به فریاد حوادث نیست. 
موسیقی باران، برای دلخوشی کافیست. 
سلامی به پدر، نگاهی به خواهر کافیست. 
برای خوشبخت بودن، آغوش گرم یک مادر کافیست. 
سواری روی موج خیال ، 
نشستن کنار یادگاریها ، 
رفتن میان خاطره ها کافیست. 
برای خوشبخت بودن، یک احساس کوچک خوشبختی کافیست.



تاريخ : ٢٢ بهمن ۱۳٩٢ | ٥:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

دکتر شاهین فرهنگ

25 ساعت سخنرانی

 

 در این سمینار دکتر شاهین فرهنگ به مباحث زیبایی پرداخته شده است از قبیل: شرطی شدن، ضمیرهای خودآگاه و ناخودآگاه، قوانین مغز، تلقین به نفس، اصل تطابق حالات و رفتار با خواسته ها، تصویرسازی ذهنی، ریلکسیشن (تن آرامی)، هاله های انرژی ، وضعیت آلفا، جذب انسان ها، هیچ چیز تصادفی نیست، با خاطرات تلخ چه کنیم؟، قانون کارما، قانون دارما، خنده و شادمانی،هاسا یوگا( یوگای خنده)، پرسش های صحیح از خود و دیگران، رهائی از دلبستگی و وابستگی، عشق به خویشتن، یکپارچه شدن با خود و دیگران، زندگی هدفمند، حضور در لحظه، مدیتیشن (کشف و شهود)


ShahinFarhang.irفرمت : MP3(صوتی و کامل)

ShahinFarhang.irمتن سخنرانی : اینجا 

ShahinFarhang.ir لینک دانلود بصورت یکجا : اینجا  

ShahinFarhang.ir لینک دانلود به تفکیک جلسات : قسمت 1 قسمت 2 قسمت 3 | قسمت 4  | قسمت 5

قسمت 6 قسمت 7 قسمت 8 | قسمت 9  | قسمت 10

قسمت 11 قسمت 12 قسمت 13 | قسمت 14  | قسمت 15

قسمت 16 قسمت 17 قسمت 18 | قسمت 19  | قسمت 20

قسمت 21 قسمت 22 قسمت 23 | قسمت 24 | قسمت 25

قسمت 26 قسمت 27 قسمت 28 | قسمت 29  | قسمت 30

قسمت 31 قسمت  32 قسمت 33 | قسمت 34  | قسمت 35

قسمت 36 قسمت 37 قسمت 38 | قسمت 39  | قسمت 40

قسمت 41 قسمت 42 قسمت 43 | قسمت 44  | قسمت 45

قسمت 46 قسمت 47 قسمت 48 | قسمت 49  | قسمت 50

قسمت 51 قسمت 52 قسمت 53 | قسمت 54  | قسمت 55

قسمت 56 قسمت 57 قسمت 58 | قسمت 59  | قسمت 60

قسمت 61 قسمت 62 قسمت 63 | قسمت 64  | قسمت 65

قسمت 66 قسمت 67 قسمت 68 | قسمت 69  | قسمت 70

قسمت 71 | قسمت 72 | قسمت 73 | قسمت 74 | قسمت 75

قسمت 76 | قسمت 77 | قسمت 78



تاريخ : ٢٢ بهمن ۱۳٩٢ | ٥:٤۱ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()


اجرا: مهندس متین مطلبی      زمان کل:  ۶ ساعت و ۲۳ دقیقه

 

8209Biandishid Va Servatmand Shavid دانلود کتاب صوتی بیندیشید و ثروتمند شوید   ناپلئون هیل

 

 

 

 

کتاب بیاندیشید و ثروتمند شوید، نوشته ناپلئون هیل، از نخستین و جامع‌ترین کتاب‌هایی است که در قرن بیستم به معرفی روش‌های موفقیت در زندگی و کسب و کار پرداخته و این روش‌ها را که تا آن زمان تنها در اختیار معدود افراد موفق بوده، همگانی کرده است. این کتاب که پیشنهاد اولیه آن از سوی اندرو کارنگی، موسس و صاحب غول فولاد امریکا و دومین نفر در لیست ثروتمندترین افراد تاریخ به ناپلئون هیل ارایه شد و خود حاصل مصاحبه نویسنده با نزدیک به پانصد فرد موفق آن دوره از جمله فورد، ادیسون و … است، اولین بار هفت دهه قبل و در سال ۱۹۳۷ منتشر گردید.کتاب شامل پانزده فصل می‌باشد که به این شرح هستند: اندیشه ثروت است اشتیاق، نقطه شروع همه موفقیت‌ها ایمان تلقین به خود، راه نفوذ بر ذهن نیمه هوشیار دانش تخصصی تخیل، کارگاه ذهن برنامه‌ریزی سازمان یافته ابرام قدرت همکاران کیمیاگری احساس جنسی ذهن نیمه هوشیار مغز، ایستگاه گیرنده و فرستنده اندیشه حس ششم، قلعه درایت شش شبح ترس این کتاب با ترجمه مهدی قراچه‌داغی و توسط انتشارات شباهنگ منتشر شده است. از نکات جالب توجه برای کسانی که هم این کتاب را خوانده‌اند و هم فیلم راز را دیده‌اند، نزدیکی مفاهیم این دو به یکدیگر است. همچنین بیاندیشید و ثروتمند شوید، یکی از سه کتایی است که رندی گیج در درس رشد شخصی خود از آن نام می‌برد. این کتاب صوتی را می توانید در ادامه دانلود کنید.

 

دانلود با لینک مستقیم:

 

دانلود بخش اول (حجم: ۱۷٫۷MB)

دانلود بخش دوم (حجم: ۱۷٫۳MB)

دانلود بخش سوم (حجم: ۱۸MB)

دانلود بخش چهارم (حجم: ۱۸٫۵MB)

دانلود بخش پنجم (حجم: ۱۸٫۹MB)

 


تاريخ : ۱٦ بهمن ۱۳٩٢ | ۳:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

5846Technolojie Fekr   Dr Azmandian دانلود مجموعه تکنولوژی فکر   دکتر علیرضا آزمندیان

۱۰ ساعت سخنرانی دکتر آزمندیان با موضوع “تکنولوژی فکر”

تکنولوژی فکر یک سیستم جدید برنامه‌ریزی در ضمیر ناخودآگاه انسان است که از طریق آن تحولی عظیم در نظام فکر، شخصیت، باورها و روحیه‌ی یک انسان ایجاد می‌شود. این تکنولوژی جدید که اخیرا توسط دکتر علیرضا آزمندیان، بنیانگذار تکنولوژی فکر در ایران ارائه شده و تدریس می‌شود، اثرات شگفت‌انگیزی در کیفیت زندگی شما می‌گذارد و شما با خلق اندیشه‌های زیبا در دنیایی از امید و اعتماد به نفس، زیباترین شخصیت را ازخود می‌سازید و با تلاشی مستمر و آینده‌آفرین به خلق عالی‌ترین دستاوردهای یک زندگی پرحاصل همت می‌کنید. در این سیستم علمی و تکنولوژیکی با استفاده از پروگرام کردن ضمیر ناخودآگاه، شما می‌توانید نظام باورها و شخصیت خود را از نو بسازید و با استفاده از سیستم مدیریت روحیه از طریق ضمیر ناخودآگاه به دنیایی از آرامش و نشاط برسید و از این رهگذر به خلق اندیشه‌های هدفمند و امیدبخش بپردازید و از زندگی خود یک شاهکار بسازید. دکتر علیرضا آزمندیان با اجرای این سیستم زیبای الهی- انسانی توانسته است بسیاری از زندگی‌ها را متحول کند و انسانهای زیادی را به سعادت و خوشبختی و آرامش و نشاط واقعی برساند. این کتاب صوتی را می توانید در ادامه دانلود کنید.

 

دانلود با لینک مستقیم:

دانلود بخش اول (حجم: ۱۱٫۴MB)

دانلود بخش دوم (حجم: ۱۰MB)

 دانلود بخش سوم (حجم: ۱۰٫۱MB)

دانلود بخش چهارم (حجم: ۹MB)

دانلود بخش پنجم (حجم: ۱۰٫۶MB)

دانلود بخش ششم (حجم: ۱۰٫۸MB)

دانلود بخش هفتم (حجم: ۱۰MB)



تاريخ : ۱٦ بهمن ۱۳٩٢ | ۱:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده. شک کرد که همسایه اش آن را دزدیده باشد، برای همین، تمام روز او را زیر نظر گرفت. متوجه شد که همسایه اش در دزدی مهارت دارد، مثل یک دزد راه می رود، مثل دزدی که می خواهد چیزی را پنهان کند، پچ پچ می کند.

آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم گرفت به خانه برگردد، لباسش را عوض کند، نزد قاضی برود و شکایت کند. اما همین که وارد خانه شد، تبرش را پیدا کرد. زنش آن را جابه جا کرده بود. مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت و دریافت که او مثل یک آدم شریف راه می رود ، حرف می زند، و رفتار می کند....! " پائلو کوئیلو "

همیشه این نکته را به یاد داشته باشیم که ما انسانها در هر موقعیتی معمولا آن چیزی را می بینیم که دوست داریم ببینیم...!
لطفا دیدمان را به زندگی عوض کنیم... آن وقت خواهیم دید که زندگیمان عوض می شود...! 
سخت است .... اما ممکن...!

با تشکر از شما که وقت برای مطالعه این متن گذاشتید...کامنت فراموش نشه





تاريخ : ٦ دی ۱۳٩٢ | ٥:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

تاتوانی رفع غم از چهره ی غمناک کن 


در جهان گریاندن آسان است اشکی پاک کن



تاريخ : ٢ دی ۱۳٩٢ | ٦:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

چه زیباست سکوت, مطالب خواندنی, جملات آموزنده

سکوت، یعنی گفتن در نگفتن، یعنی مقابله با شهوت رام نشدنی حرف، یعنی تمرین برگشتن به دوران جنینی و شنیدن انحصاری لالائی قلبِ مادر در تنهائی محض.

 

سکوت در مکالمه تلفنی، یعنی تردید یا مزاحمت، یا شرم.

 

هر سکوتی، سرشار از ناگفته ها نیست، بعضی وقت ها، سرشار از خجالتِ گفته هاست.

 

موسیقی، یعنی سکوت بعلاوه سکوت های شکسته شده ی موزون.

 

سکوتِ آرام کتابخانه، یعنی رعد و غرش نهفته ی تمامِ حرف های فشرده ی عالم، در پیش از این.

 

سکوتِ شاهد، یعنی شهادتِ دروغ، موقع خواب و استراحت و تعطیلی وجدان.

 

سکوتِ محکوم بی گناه، یعنی بغض، آه، گریه درون.

 

سکوتِ مظلوم، یعنی نفرینی مطلق و ابدی.

 

بعضی سکوت را به رشوه ای کلان می خرند و با سودی سرشار، به اسم حق السکوت، می فروشانند.

 

سکوتِ عاشق در جفای معشوق، یعنی پاس حرمتِ عشق.

 

سکوت، در خود گریه دارد ولی گریه، با خود سکوتی ندارد.

 

بعضی با سکوت آنقدر دشمنند که حتی در خواب هم آنرا با پریشان گوئی می شکنند.

 

سکوتِ در بیمارستان، بهترین هدیه ی عیادت کنندگان است.

 

آدم، بسیاری حرف ها را که می شنود، آرزو می کند کاش بشر گنگ و ساکت بود.

 

ایرانی ها، از قدیم معنی سکوت و سخن بخردانه گفتن را خوب بلدند، اشکال فقط در استفاده گاه و بیگاه از این دو نعمت، به جای هم است.

 

آنان که حرمت سکوت را پاس می دارند، بیش از حرّافانِ حرفه ای، به بشر امیدواری می دهند.

 

وقتی خدا بخواهد فساد کسی را برملا کند، نعمتِ سکوت را از او سلب می کند.

 

سکوتِ قاضی، رعب آورترین سکوتِ زمینی است، وقتی بدانی گناهکاری.

 

سکوتِ وداعِ واپسین دیدار دو دلدار، همیشه مرطوب است.

سکوتِ یک محکوم به مرگ، پر از پشیمانی لزج است.

 

خیالتان آسوده، سکوتِ مرگ، سرد و منجمد است، ولی شکستنی نیست.

 

زیر زمین خانه های قدیمی تمام مادر بزرگ ها، سرشار از سکوتِ ترشی سیر، انار خشکیده، سرکه ی انگور، عروسک ها و دوچرخه دوران بچگی است.

 

سینمای صامت، پر از سکوتی گویا و خنده دار بود.

 

غیرقابل درک ترین سکوت، متعلق به معلم ادبیات پیری است که، شاگرد قدیمش را در حال غلط خواندن گلستان سعدی از تلویزیون می بیند.

 

آزار دهنده ترین سکوت، وقتی است که دروغ می گوئی و مخاطبت در سکوتی سنگین، فقط نگاه می کند.

 

در گورستان، فقط در ساعات معینی که ارواح به میهمانی می روند، سکوت برقرار است.

 

بعضی، بلدند با تمام وجود مدت ها ساکت باشند، حیف که زبانشان آخر همه را به باد می دهد.

 

آدم های ترسو، برای فرار از سکوت، با خود حرف می زنند.

 

تابلوهای جهت نما، در خیابان و جاده ها، در سکوتی بی ادعا، عابران را راهنمائی می کنند.

 

تمام مردم جهان، با یک زبان واحد سکوت می کنند، ولی به محض باز کردن دهان از هم فاصله می گیرند.

 

کرو لال ها، در سکوتِ محض با هم حتی پرچانگی هم می کنند.

 

سکوت، خیلی خیلی خوب است، اما نه هر سکوتی.

 

بعضی، قادرند تا لحظه مرگ، سکوت کنند، به شرطِ آنکه حق السکوتِ قابلی در قبالش گرفته باشند.

 

در آخرت، تو را به خاطر حرفهای نسنجیده، ممکن است مجازات کنند، ولی سکوتِ بی جایت را، هرگز نمی بخشایند.

 

سکوت را با هر چیزی می شود شکست، ولی با هر چیزی نمی توان پیوند زد.

 

سکوت، حتی از نوع مطلق اش در نهایت شکستنی است.

 

دفاترِ سفید و بی خطِ نو، مثل نوارِ خام، مملو از سکوتند.

 

تاکنون، هیچ مترجمی پیدا نشده که بتواند سکوت را، از زبانی به زبان دیگر ترجمه کند.

 

قطعاً یکی از راههای تحمل ِزندگی، پناه بردن به سکوت است.

 

همیشه گفته اند، از آن نترس که های و هو دارد، از آن بترس که برّوبرّ، نگاهت می کند و در سکوت، برایت نقشه ای شیطانی می کشد.

 

آدم های خسیس، ممکن است بی بهانه حرف بزنند، ولی بی بها، سکوت نمی کنند.

 

سکوت گاهی وقتها واقعا زیباست... مثل وقتایی که آدم توی طبیعته؛ توی یه جای بکر و دنجش. که جز پرنده ها و آب و درختاش کس دیگه ای نیست و صدایی نیست جز همین صداها که گوش دادن بهشون یه شور خاصی به آدم میبخشه.

 

سکوت ساحل واقعا زیباست و سکوت زمانیکه یه نوای زیبا به گوش میرسه و همه ی وجود آدم رو در بر میگیره ...

 

سکوت؛ در آن می توان شکفت، شکست، خندید، بارید، ترسید، شنید. در او می توان نشست و هیچ نگفت و تنها در سکوت است که می توان فاصله ها را با گوهر خیال، پیوند داد.

راستی چه زیباست سکوت؛ این واژه پر از فریاد





تاريخ : ٢۱ آذر ۱۳٩٢ | ۳:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

 

عجیب ترین قوانین دنیا

 

1. جویدن آدامس در سنگاپور ممنوع است.


2. تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای 15 برای تقلب به زندان فرستاده می شوند.


4. مشاهده فیلم های کاراته ای تا سال 79 در عراق ممنوع بود.


5. در ایسلند زمانی داشتن سگ خانگی ممنوع بود.


6. در آریزونای آمریکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.


7. در تایلند همه سینما رو مجبورند هنگام پخش سرود ملی قبل از شروع فیلم قیام کنند.


8. در دانمارک روشن کردن ماشین قبل از چک کردن اینکه بچه ای زیر آن خوابیده است یا نه، ممنوع است.

 

9. در تایلند انداختن آدامس جویده شده تان 500 دلار جریمه دارد و قبل از خارج شدن ازخانه حتما باید لباس زیر پوشیده باشید.


10. در سال 1888 در بریتانیا قانونی تصویب شده که دوچرخه سواران را موظف می کرد تا زمان رد شدن ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه هایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند.

 

11. در قرن 16 و 17 میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی در حین خوردن قهوه دستگیر می شدن، به اعدام محکوم می شد.


12. در فنلاند زمانی پخش کارتون دونالد داک به علت شلوار نپوشیدن شخصیت اصلیت سریال ممنوع بود.

 

13. تا سال 1984، بلژیکی ها مجبور بودند نام فرزندشان را از یک لیست 1500 نفری در روزهای ناپلئون بطور رندوم انتخاب کنند.


14. در برمه دسترسی به اینترنت غیر قانونی است. اگر فردی با اتهام داشتن مودم دستگیر شود، به زندان محکوم می شود.


15. اتریش اولین کشوری بود که مجازات مرگ را در سال 1787 حذف کرد.


16. صد ها سال پیش هر فردی که قصد داشت از کشور خارج شود، به سرعت اعدام می شد.


17. در زمان حکومت طالبان در افعانستان، پوشیدن جوراب سفید برای زنان به علت تحریک آمیز بودن آن برای مردان ممنوع بود. در ضمن ماموران پلیس دستور داشتند پنجره خانه ها را با رنگ سیاه بپوشانند تا زنان حاضر در خانه ها دیده نشوند.


18. در ایالت میسوری بخش سنت لوئیس، هنوز هم نجات دادن زنان با لباس خواب، برای ماموران آتش نشانی ممنوع است.


19. در انگلستان، سر لاشه هر نهنگی که پیدا شود متعلق به پادشاه است و دم آن متعلق به ملکه.


20. در فرانسه صدا زدن خوک با نام ناپلئون ممنوع است.


21. در ویکتوریای استرالیا پوشیدن شلوارک های صورتی تحریک آمیز در غروب های شنبه ممنوع است.


22. در ویکتوریای استرالیا، تنها متخصصان برق اجازه تعویض لامپ برق را دارند.


23. در انگلستان چسباندن برعکس تمبر حاوی عکس ملکه، نشانگر خیانت و پیمان شکنی با سلطنت است.


24. در ورمونت، زنان تنها با اجازه کتبی همسرانشان حق استفاده از دندان مصنوعی را دارند.


25. در واشنگتون، وانمود کردن به داشتن خانواده پولدار ممنوع است.


26. در اوهایو آمریکا, ماهیگیری در زمان مستی ممنوع است.

 

27. در بخش اروکای ایالت نوادا، بوسیدن زنان توسط مردان سبیلو ممنوع است.


28. در میامی آمریکا، تقلید کردن رفتار جانواران ممنوع است.


29. در لوای آمریکا، بوسیدن بیش از 5 دقیقه مجاز نیست.


30. زمانی در کشور سوئیس، محکم بستن در خودرو جرم به حساب می آمد.


31. در روآتای ایتالیا، عبور افراد غیر مسیحی از 20 متری کلیسا ممنوع است. اما عبور بزرگراهی از فاصله 15 متری کلیسای آن منطقه موجب دردسر پلیس شده بود، زیرا امکان توقف حودرو ها در آن منطقه بزرگراه برای چک کردن مسیحی بودن یا نبودن شان وجود نداشت.

 

32. در سوئیس داشتن یک پناهگاه برای شهروند الزامی است.

 

33. در لینوئیس آمریکا دادن سیگار روشن به حیوانات ممنوع است.

 



تاريخ : ٢٠ آذر ۱۳٩٢ | ۱:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

 

نصیحتی زیبا از شکسپیر در مورد زندگی


شکسپیر گفت:


من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟


برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم،


انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ..

 

زندگی کوتاه است ..

 

پس به زندگی ات عشق بورز ..


خوشحال باش .. و لبخند بزن .. فقط برای خودت زندگی کن و ..


قبل از اینکه صحبت کنی » گوش کن


قبل از اینکه بنویسی » فکر کن


قبل از اینکه خرج کنی » درآمد داشته باش


قبل از اینکه دعا کنی » ببخش


قبل از اینکه صدمه بزنی » احساس کن


قبل از تنفر » عشق بورز


زندگی این است ... احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر



تاريخ : ٢٠ آذر ۱۳٩٢ | ۱:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

وصیت نامه کوروش کبیر

 

درود بر همگان.

وصیت نامه:

فرزندان من، دوستان من! من اکنون به پایان زندگی نزدیک گشته‌ام. من آن را با نشانه‌های آشکار دریافته‌ام. وقتی درگذشتم مرا خوشبخت بپندارید و کام من این است که این احساس در کردار و رفتار شما نمایانگر باشد، زیرا من به هنگام کودکی، جوانی و پیری بخت‌یار بوده‌ام.

همیشه نیروی من افزون گشته است، آن چنان که هم امروز نیز احساس نمی‌کنم که از هنگام جوانی ناتوان‌ترم. من دوستان را به خاطر نیکویی‌های خود خوشبخت و دشمنانم را فرمان‌بردار خویش دیده‌ام. زادگاه من بخش کوچکی از آسیا بود. من آنرا اکنون سربلند و بلندپایه باز می‌گذارم. اما از آنجا که از شکست در هراس بودم، خود را از خودپسندی و غرور بر حذر داشتم.

حتی در پیروزی های بزرگ خود، پا از اعتدال بیرون ننهادم. در این هنگام که به سرای دیگر می‌گذرم، شما و میهنم را خوشبخت می‌بینم و از این رو می‌خواهم که آیندگان مرا مردی خوشبخت بدانند. مرگ چیزی است شبیه به خواب. در مرگ است که روح انسان به ابدیت می پیوندد و چون از قید و علایق آزاد می گردد به آتیه تسلط پیدا می کند و همیشه ناظر اعمال ما خواهد بود پس اگر چنین بود که من اندیشیدم به آنچه که گفتم عمل کنید و بدانید که من همیشه ناظر شما خواهم بود، اما اگر این چنین نبود آنگاه ازخدای بزرگ بترسید که در بقای او هیچ تردیدی نیست و پیوسته شاهد و ناظر اعمال ماست.

باید آشکارا جانشین خود را اعلام کنم تا پس از من پریشانی و نابسامانی روی ندهد. من شما هر دو فرزندانم را یکسان دوست می‌دارم ولی فرزند بزرگترم که آزموده‌تر است کشور را سامان خواهد داد.

فرزندانم! من شما را از کودکی چنان پرورده‌ام که پیران را آزرم دارید و کوشش کنید تا جوان‌تران از شما آزرم بدارند. تو کمبوجیه، مپندار که عصای زرین پادشاهی، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت. دوستان یک رنگ برای پادشاه عصای مطمئن‌تری هستند. همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند .

هر کس باید برای خویشتن دوستان یک دل فراهم آورد و این دوستان را جز به نیکوکاری به دست نتوان آورد. از کژی و ناروایی بترسید. اگر اعمال شما پاک و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد یافت، ولی اگر ظلم و ستم روا دارید و در اجرای عدالت تسامح ورزید، دیری نمی انجامد که ارزش شما در نظر دیگران از بین خواهد رفت و خوار و ذلیل و زبون خواهید شد. من عمر خود را در یاری به مردم سپری کردم. نیکی به دیگران در من خوشدلی و آسایش فراهم می ساخت و از همه شادی های عالم برایم لذت بخش تر بود.

به نام خدا و نیاکان درگذشته‌ی ما، ای فرزندان اگر می خواهید مرا شاد کنید نسبت به یکدیگر آزرم بدارید. پیکر بی‌جان مرا هنگامی که دیگر در این گیتی نیستم در میان سیم و زر مگذارید و هر چه زودتر آن را به خاک باز دهید. چه بهتر از این که انسان به خاک که این‌همه چیزهای نغز و زیبا می‌پرورد آمیخته گردد.

من همواره مردم را دوست داشته‌ام و اکنون نیز شادمان خواهم بود که با خاکی که به مردمان نعمت می‌بخشد آمیخته گردم. هم‌اکنون درمی یابم که جان از پیکرم می‌گسلد ... اگر از میان شما کسی می‌خواهد دست مرا بگیرد یا به چشمانم بنگرد، تا هنوز جان دارم نزدیک شود و هنگامی که روی خود را پوشاندم، از شما خواستارم که پیکرم را کسی نبیند، حتی شما فرزندانم.

پس از مرگ بدنم را مومیای نکنید و در طلا و زیور آلات و یا امثال آن نپوشانید. زودتر آنرا در آغوش خاک پاک ایران قرار دهید تا ذره ذره های بدنم خاک ایران را تشکیل دهد. چه افتخاری برای انسان بالاتراز اینکه بدنش در خاکی مثل ایران دفن شود. از همه پارسیان و هم‌ پیمانان بخواهید تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اینکه دیگر از هیچگونه بدی رنج نخواهم برد شادباش گویند.

به واپسین پند من گوش فرا دارید. اگر می‌خواهید دشمنان خود را تنبیه کنید، به دوستان خود نیکی کنید.

 

وصیت نامه کوروش کبیر

 



تاريخ : ٢٠ آذر ۱۳٩٢ | ۱:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

 

 

انان که با افکاری پاک و فطرتی زیبا در قلب دیگران جای دارند را هرگز هراسی از فراموشی نیست چرا که جاودانند

 

 * * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *


فرمان دادم تا بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزاء بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد

* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *


باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست

 

* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *

 

من به خاطر ندارم در هیچ جهادی برای عزت و کسب افتخار ایران زمین مغلوب شده باشم

 

* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *

 

همیشه با هم یکدل و صمیمی بمانید تا اتحادتان موید و پایدار بماند

 

* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *

 

حرمت قانون را بر خود واجب شمارید و خصایل و سنن قدیمی را گرامی بدارید

 

* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *

 

کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید .

 

* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *

 

هر برادری که از منافع برادر خود مانند نفع خویش حمایت کرد به کار خود سامان داده است

 

* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *

 

به احترام روح من که باقی و ناظر بر احوال شماست به انچه دستور میدهم عمل کنید

 

* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *

 

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما

 

* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *

 

خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن

 

* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *

 

دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند…

 

* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *

 

اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید به دوستان خود محبت کنید.

 

* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *

 

آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است .

 

* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *

 

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما

 

* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *

 

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد .

 

* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *

 

اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید .

 

* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *

 

افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.

 

* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *

 

پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر .

 

* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *

 

کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم .

 

* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *

 

انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند .

 

* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *

 

همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد

 

* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *

 

تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است .

 

* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *

 

من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است.

 

* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *

 

عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید .

 

* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *

 

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد .

 

* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *

 

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید .

 

* * * * * *جملات کوروش کبیر * * * * * *

ادت می آورم تا همیشه بدانی که زیباترین منش آدمی محبت اوست ، پس محبت کن چه به دوست چه به دشمن که دوست را بزرگ کند و دشمن را دوست . ” کوروش کبیر کوروش“
♦♦♦♦♦♦♦♦♦جملات کوروش کبیر♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است .کوروش کبیر

♦♦♦♦♦♦♦♦♦جملات کوروش کبیر♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

دشوارترین قدم، همان قدم اول است .کوروش کبیر

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦جملات کوروش کبیر♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید .کوروش کبیر

♦♦♦♦♦♦♦♦♦جملات کوروش کبیر♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر .کوروش کبیر

♦♦♦♦♦♦♦♦♦جملات کوروش کبیر♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

منم کورش: پسر بهشت در اوستا ، سیروس در تورات ، سایروس در انجیل ، ذوالقرنین در قرآن ، نخستین شاه جهان ، اولین داد گستر گیتی ، پدر ایران زمین

♦♦♦♦♦♦♦♦♦جملات کوروش کبیر♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما .کورش کبیر

♦♦♦♦♦♦♦♦♦جملات کوروش کبیر♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد .کوروش کبیر

♦♦♦♦♦♦♦♦♦جملات کوروش کبیر♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن کوروش کبیر

♦♦♦♦♦♦♦♦♦جملات کوروش کبیر♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦جملات کوروش کبیر♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

من به خاطر ندارم در هیچ جهادی برای عزت و کسب افتخار ایران زمین مغلوب شده باشم

♦♦♦♦♦♦♦♦♦جملات کوروش کبیر♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

همیشه با هم یکدل و صمیمی بمانید تا اتحادتان موید و پایدار بماند


 



تاريخ : ٢٠ آذر ۱۳٩٢ | ۱:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

-اگر تنها ترین تنها شوم باز خدا هست،او جانشین همه نداشتن های من است.

-خدا به من زیستی عطا کن که در لحظه مرگ،به بی ثمری لحظه ای که برای زیستن تلف کردم،سوگوار نباشم.

-به زور می توان چیزی را گرفت اما به زور نمی توان ان را نگه داشت.

-ارزش وجودی انسان به اندازه حرف هایی است که برای نگفتن دارد.

-اگر قادر نیستی خود را بالا ببری،همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای را بالا ببری.

-هر کس را نه بدان گونه که هست احساسش می کنند،بدان گونه که احساسش می کنند هست.

-وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغ می کند پرهایش سفید می ماند،ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است.

-دل های بزرگ و احساس های بلند،عشق های زیبا و پر شکوه می افرینند.

-اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی ازار دهنده ای است تنها خوشبخت بودن!در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است.

-اکنون با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم.این زندگی من است.

-وقتی خواستم زندگی کنم راهم را بستند. وقتی می خواستم ستایش کنم،گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن،گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن،گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید،می خواهم پیاده شوم.

-به سه چیز تکیه نکن،غرور،دروغ و عشق.ادم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد.

-زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق می ورزد.

-تا بی پناه نگردم،پناهم نخواهی داد
تا نیفتم،دستم را نخواهی گرفت.

-وقتی عشق فرمان می دهد،
«محال»سر تسلیم فرود می اورد.

-عشق در اوج اخلاصش به ایثار رسیده و در اوج ایثارش به قساوت.

-می دانم تشنه ای اما.....
اما این دریا را در کوزه نمی توان کرد.

-تنهایی،ارمگاه جاوید من است
و درد و سکوت، همنشین تنهایی من!به پریشانی یک ارزوی اشفته چه می دانم چگونه از تنهایی اتاق گریختم عشق فراتر ازانسان و فراتر از خدا نیز هست و ان دوست داشتن است.

-دوست داشتن از عشق برتر است و من هرگز خود را تا بلندترین قله عشق های بلند،پایین نخواهم اورد.

-روزگاریست که شیطان فریاد میزند«ادم پیدا کنید سجده خواهم کرد»



تاريخ : ٢٠ آذر ۱۳٩٢ | ۱:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

هر سعادتی زاده‌ی تصادف است
و در هر لحظه هم‌چون گدایی بر سر راهت ظاهر می‌شود

 

=======سخنان بزرگان=======

 

من بر این باورم که عشق به یک شخص ِ بزرگوار
بیش از هر چیز دیگر به انسان فروتنی می آموزد

 

=======سخنان بزرگان=======

 

هنر، همکاری میان خدا و انسان است
و در این همکاری زمانی که انسان کمتر دخالت می کند
نتیجه عالی تر است

 

=======سخنان بزرگان=======

 

اگر آن چه می‌خوری مستت نکند
ازآن روست که گرسنگی‌ات آن‌قدر که باید نبوده است

 

=======سخنان بزرگان=======

 

هر کس باید راه زندگی خودش را پیدا کند
و از راه زندگی خودش برود نه از راه زندگی دیگری

 

=======سخنان بزرگان=======

 

داشتن احساس حقیقی از تظاهر به آن احساس
کمابیش غیر قابل تشخیص است

 

=======سخنان بزرگان=======

 

بکوش تا عظمت در نگاهت باشد نه در آنچه می نگری

 

=======سخنان بزرگان=======

 

بدبختی هر کسی ناشی از آن است که همیشه اوست که می نگرد
و آنچه را می بیند به خود وابسته می کند

 

=======سخنان بزرگان=======

 

همه ‏ی شکل‏ های خدا دوست ‏داشتنی است
و همه‏ چیز شکل اوست

 

=======سخنان بزرگان=======

 

برای راهنمایی خود به دنبال نوری می رویم که به دست خویش داریم
به هر کجا که بروی جز خدا چیزی را ملاقات نمی توانی کرد

 

=======سخنان بزرگان=======

 

نگرش تو باید هر لحظه نو شود
خردمند کسی است که از هر چیزی به شگفت آید

 

=======سخنان بزرگان=======

 

هر آفریده ای نشانه ی خداوند است
اما هیچ آفریده ای نشان دهنده او نیست




تاريخ : ٢٠ آذر ۱۳٩٢ | ۱:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

این شما و این جملات پر انرژی او برای آغاز یک روز تازه:

***دنیا مانند پژواک اعمال و خواستهای ماست. اگر به جهان بگویی: "سهم منو بده..." دنیا مانند پژواکی که از کوه برمی گردد، به تو خواهد گفت: "سهم منو بده..." و تو در کشمکش با دنیا دچار جنگ اعصاب می شوی. اما اگر به دنیا بگویی: "چه خدمتی برایتان انجام دهم؟..."
دنیا هم بتو خواهد گفت: "چه خدمتی برایتان انجام دهم؟..."

 

*** هر کس به دیگری زیانی برساند و یا ضربه ای به کسی بزند، بیشترین زیان را خود از آن خودخواهد دید، چرا که هرکس در دادگاه عدل الهی در برابر اعمال ناروای خودش مسؤول است.

 

*** به هر کاری که دست زدید، نیاز به خداوند و خدمت به مردم را در نظر داشته باشید، زیرا این شیوه ی زندگی معجزه آفرینان است.

 

*** درستکارترین مردم جهان، بیشترین احترام را بسوی خود جلب شده می بینند، حتی اگر آماج بیشترین بدرفتاریها و بی حرمتیها قرار گیرند.

 

*** تنها راه تغییر عادتها، تکرار رفتارهای تازه است.

 

*** اگر شخصیت خود را با فعالیت‌های شغلی خویش می‌سنجید،پس غیرواقعی نیست اگر بگویید وقتی کار نمی‌کنید فاقد شخصیت هستید.

 

*** برای آغاز هر تحول در خود، ابتدا منبع تولید ترس و نفرت را در وجود خود شناسایی و ریشه کن کنید.

 

*** از مهم ترین کارهایی که به عنوان یک آدم بزرگ می توانید انجام دهید اینست که گهگاه به شادمانی دوران کودکی برگردید.

 

*** اگر مختارید که بین حق به جانب بودن و مهربانی یکی را انتخاب کنید، مهربانی را انتخاب کنید.

 

*** دروغ انفجاریست در اعتماد به نفس تو.

 

*** انتخاب با توست، میتوانی بگوئی : صبح به خیر خدا جان

یا بگوئی : خدا به خیر کنه، صبح شده ...

 

*** به دل خود مراجعه کنید و نسبت به تمام کسانی که در گذشته از دست آنها ناراحت شده اید احساس محبت نمایید. هر جا ناراحت شدید اقدام به بخشش و عفو نمایید.
عفو و گذشت پایه بیداری معنوی است.

 

*** عشقم نثار کسیست که با دستپاچگی در جاده‌ها از من سبقت می‌گیرد. به کسی که در گوشهٔ خیابان به حالت احتیاج افتاده ‌است، کمی پول بیشتری می‌دهم. بین جر و بحثهای مردم در یک سوپر مارکت می‌روم و سعی می‌کنم به آن محیط عشق ببرم. در غالب هزاران راه، هر روز، عبادت معنویم بخشیدن عشق است و نه اینکه یک مسیحی، کلیمی، بودایی یا مسلمان باشم بلکه سعی میکنم شبیه به مسیح، شبیه به بودا، شبیه به موسی، و یا شبیه به محمد باشم.

 

***آنان که به قضاوت زندگی دیگران می نشینند، از این حقیقت غافلند که با
صرف نیروی خود در این زمینه، خویشتن را از آرامش و صفای باطن محروم می کنند.

 

*** الهی توفیقم ده که بیش از طلب همدردی، همدردی کنم
بیش از آنکه مرا بفهمند، دیگران را درک کنم
پیش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم
زیرا در عطا کردن است که می ستانیم و در بخشیدن است که
بخشیده می شویم و در مردن است که حیات ابدی می یابیم.



تاريخ : ٢٠ آذر ۱۳٩٢ | ۱:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

با خود پیمان ببندید
آنقدر قوی شوید که هیچ چیز و هیچ چیز و هیچ چیز آرامش ذهنیتان را به هم نریزد.

 

با خود پیمان ببندید
در هر گفتگویی کلامی از سلامتی شادی و ثروت را بر زبان جاری سازید.

 

باخود پیمان ببندید
همواره تواناییهای دوستانتان را به آنها یادآور شوید (حس خوب مفید بودن را برای دوستانتان بوجود آورید)


با خود پیمان ببندید
نیمه روشن هر چیزی را بنگرید، آنگاه تاریکی کنار رفته و روئیاهایتان تحقق می‌یابد.

 

با خود پیمان ببندید
به بهترین فکر کنید، برای بهترین کار کنید و فقط بهترین را بخواهید.

 

با خود پیمان ببندید
مشتاق موفقیت دیگران باشید، آنچنان که گویی آن موفقیت از آن شماست.

 

با خود پیمان ببندید
اشتباهات گذشته را فراموش کنید و به سوی دست‌یافته‌های بزرگتر در آینده حرکت کنید.

 

با خود پیمان ببندید
به تمام موجودات زنده با لبخند نگاه کنید.

 

با خود پیمان ببندید
آنقدر برای رشد و تعالی خود زمان صرف کنید، تا دیگر زمانی برای انتقاد کردن از دیگران نداشته باشید.

 

با خود پیمان ببندید
برای ناراحتی صبور، برای ترس قوی و در برابر خشم متین باشید.

 

با خود پیمان ببندید
که بهترین باشید و به دنیا بگویید که بهترین هستید.
تا زمانی که اعمالت بهترین بودن تو را حفظ می کند تمام کائنات گویی که در دستان توست.




تاريخ : ٢٠ آذر ۱۳٩٢ | ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

هر روز صبح در جنگل آهوئی از خواب بیدار میشود که میداند باید از شیر تندتر بدود تا طعمه او نگردد ، و شیری که میداند باید از آهوئی تندتر بدود تا گرسنه نماند. مهم نیست که شیر باشی یا آهو ، با طلوع هر آفتاب با تمام توان آماده دویدن باش. نلسون ماندلا

 

•.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.•

 

مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر نلسون ماندلا

•.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.•

ما هم به ذهن سلیم و هم قلب نیازمندیم ،شکوه زندگی این نیست که هرگز به زانو در نیائیم ،در این است که هر بار افتادیم دوباره برخیزیم . نلسون ماندلا

 •.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.•

زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید .نلسون ماندلا

 •.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.•

شک هایت را باور نکن و هیچ گاه به باورهایت شک نکن  .نلسون ماندلا

•.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.• 

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن .نلسون ماندلا

 •.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.•

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی .نلسون ماندلا

•.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.• 

کوچک باش و عاشق.. که عشق می داند آئین بزرگ کردنت را ...نلسون ماندلا

 •.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.•

ما زاده شده ایم تا شکوه و بزرگی خداوندی را که در درونمان است،آشکار سازیم و این امر،همه ی انساتها را در بر میگیرد.نلسون ماندلا

 •.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.•

بهترین لذت آدمی این است که بداند نسلی که از او به جا مانده ، ولی حسی برتر از هر لذت موجود این است که بداند مسئولیت خانواده ای بر دوش اوست و هر فردی میتواند از این لذت برخوردار باشد.نلسون ماندلا

 •.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.•

اگر قرار باشد خون را با خون شست دچار بدبختی میشویم ،ببخشیم اما فراموش نکنیم! نلسون ماندلا

 •.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.•

شجاعت مترادف نترسیدن نیست،بلکه شجاعت به معنای غلبه بر ترس است .نلسون ماندلا

 •.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.•

برای آنکه مانع احساس عدم امنیت دیگران در اطرافمان باشیم ، خود را از انظار دور می سازیم . اما این کار ما را به جایی نمی رساند . ما متولد شده ایم که شکوه و عظمت خداوند را به نمایش در آوریم . چیزی که در درون ماست . نه در درون برخی از ما ، بلکه در درون تک تک ما . و زمانی که به این نور درونمان اجازه تابیدن می دهیم ، ناآگاهانه به دیگران نیز اجازه چنین کاری را می دهیم . نلسون ماندلا

•.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.• 

بقای دوستی ها به تفاهم متقابل وابسته است .نلسون ماندلا

•.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.• 

 آزادی به بریدن زنجیرها از دست و پا خلاصه نمی شود ،آزادی به احترام گذاشتن آزادی دیگران نیز نیاز دارد.نلسون ماندلا

•.•.•.•.•.•سخنان نلسون ماندلا•.•.•.•.•.• 

از خدا پرسیدم: خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟
خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر،
با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو.
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .
شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن.
زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید .نلسون ماندلا



تاريخ : ٢٠ آذر ۱۳٩٢ | ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

نلسون ماندلا در گذشت   

روحش شاد ......

سخنانی از او
من باور دارم ... 
که زمان زیادى طول مى‌کشد تا من همان آدمی بشوم که مى‌خواهم.

من باور دارم ... 
که همیشه باید کسانى که صمیمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زیبا و دوستانه ترک گویم زیرا ممکن است آخرین بارى باشد که آن‌ها را مى‌بینم.

من باور دارم ... 
که ما مسئول کارهایى هستیم که انجام مى‌دهیم، صرف نظر از این که چه احساسى داشته باشیم.

من باور دارم ... 
که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.

من باور دارم ... 
که قهرمان کسى است که کارى که باید انجام گیرد را در زمانى که باید انجام گیرد، انجام مى‌دهد، صرفنظر از پیامدهاى آن.

من باور دارم ... 
که گاهى کسانى که انتظار داریم در مواقع پریشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آیند و ما را نجات مى‌دهند.

من باور دارم ... 
که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا این به من این حق را نمى‌دهد که ظالم و بیرحم باشم.

من باور دارم ... 
که بلوغ بیشتر به انواع تجربیاتى که داشته‌ایم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ایم بستگى دارد تا به این که چند بار جشن تولد گرفته‌ایم.

من باور دارم ... 
که همیشه کافى نیست که توسط دیگران بخشیده شویم، گاهى باید یاد بگیریم که خودمان هم خودمان را ببخشیم.

من باور دارم ... 
که صرفنظر از این که چقدر دلمان شکسته باشد دنیا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ایستاد.

من باور دارم ... 
که زمینه‌ها و شرایط خانوادگى و اجتماعى برآنچه که هستم تاثیرگذار بوده‌اند امّا من خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.

من باور دارم ... 
که نباید خیلى براى کشف یک راز کند و کاو کنم، زیرا ممکن است براى همیشه زندگى مرا تغییر دهد.

من باور دارم ... 
که دو نفر ممکن است دقیقاً به یک چیز نگاه کنند و دو چیز کاملاً متفاوت را ببینند.

من باور دارم ... 
که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند ساعت توسط کسانى که حتى آن‌ها را نمى‌شناسیم تغییر یابد.

من باور دارم ... 
که گواهى‌نامه‌ها و تقدیرنامه‌هایى که بر روى دیوار نصب شده‌اند براى ما احترام و منزلت به ارمغان نخواهند آورد.

من باور دارم ... 
که کسانى که بیشتر از همه دوستشان دارم خیلى زود از دستم گرفته خواهند شد.

من باور دارم ... 
«شادترین مردم لزوماً کسى که بهترین چیزها را دارد نیست 
بلکه کسى است که از چیزهایى که دارد بهترین استفاده را مى‌کند.»

 




تاريخ : ۱٥ آذر ۱۳٩٢ | ٦:۱٤ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

  منبع  وب بجنورد 1400:http://bojnord1400.blogfa.com/

ادامه در ادامه ی مطلب 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱٤ آذر ۱۳٩٢ | ٥:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

ترم زندگیت بی مشروطی . . .

لحظاتت همیشه پاس و معدل شادیت ۲۰ . . .

سایه حذف از زندگیتون دور . . .

روز دانشجو مبارک . . .

 

 

 

 

 

 

پاییز خواهد آمد و خاطرات دانشجویی را برگ برگ ورق خواهد زد و شما در اوج لبخندها به گذشته حسادت میکنید . روزتان مبارک . . .

 

 

 

 

 

 

صفایی ندارد ارسطو شدن / خوشا پر کشیدن پرستو شدن

تو که پر نداری پرستو شوی / بنشین درس بخون تا ارسطو شوی
روز دانشجو بر ارسطو های آینده ایران مبارک !

 

 

 

 

 

 

روز دانشجو بر تو دانشجوی موفق مبارک باد .
.
.
.
طرح شادمان سازی پشت کنکوری های گرامی !

 

 

 

 

 

 

دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا تن رسد به مدرک یا جان ز تن درآید
روز دانشجو مبارک !

 

 

 

 

 

 

روز دانشجو را به تو تبریک نمی گویم
تو را به این روز تبریک می گویم
که این روز بی تو ، و بی حس “ آرمان خواهی ”
و “ ایمانت به حق طلبی ” ، وجودی بی معناست . . .

 

 

 

 

 

 

دانشجو یعنی تلاش ، امید ، آینده ، صبر ، یعنی تو ، یعنی من
یعنی تمام اونایی که رفتن تا ما بمونیم . . .
روزت مبارک . . .

 

 

 

 

 

 

دانشجوی عزیز ! مهندس بعد از این !
واحد پاس نکن ! کلاس دو در کن !
استاد مسخره کن !
دانشجوی نمونه !
خلاصه مبارک !

 

 

 

 

 

 

تا حالا یه بچه مارمولک دُم بریده ی تحصیلکرده رو تو یه پلاستیک پرس شده دیدی ؟
اگه ندیدی یه نگاه به کارت دانشجوئیت بنداز !
روزت مبارک دانشجو !

 

 

 

 

 

 

در کوچه درس رهگذاریم هنوز / وین راه دراز می سپاریم هنوز
از اول ثبت نام سال ها می گذرد / ما واحد پاس نکرده داریم هنوز !
روز دانشجو مبارک

 

 

 

 

 

 

شمع شدی ، شعله شدی ، سوختی
خاک تو سرت هیچی نیاموختی !!
روزت مبارک . . .

 

 

 

 

 

 

تعریف دانشجو :
موجودی بی پول ! نحیف و لاغر که از نیکوتین و تخم مرغ و گوجه تغذیه میکند !
معمولا افسرده است ! دارای خط ایرانسل و دشمنی عجیبی با کتاب دارد !
روز این موجود نفرین شده گرامی باد !

 

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱٠ آذر ۱۳٩٢ | ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی می خواهم درباره راه رفتن کسی قضاوت کنم، کمی با کفش های او راه بروم.

دکتر علی شریعتی
 


تاريخ : ۱٠ آذر ۱۳٩٢ | ٥:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()
ﻣﺮﺩﯼ ﺑﻪ ﺳﯿﺒﯿﻞ ﻭ ﺗﻪ ﺭﯾﺶ ﻧﯿﺴﺖ ....
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ﻣﺮﺩ ﮐﺴﯿﻪ ﮐﻪ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﺑﺎ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﮐُﺮﺩﯼ - ﺧﻼﻑ ﺟﻬﺖ ﺑﺎﺩ ﺑﺪﻭﺋﻪ ...

متانی؟؟؟
هااا؟؟

 



تاريخ : ۸ آذر ۱۳٩٢ | ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()
ول دی ..........
ول دی ..........
گفتم ول دیاااااااااا بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

تو اول ول دی تا من ول کنما!!!!!

(دعوای دوتا بجنوردی با هم در دوران جوانی)


تاريخ : ۸ آذر ۱۳٩٢ | ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

____________________________

خدا که فقط خدای آدمای خوب نیست ...
خدا خدای آدمای بد هم هست 
و این فقط خود خداست که بین بنده هاش فرق نمی گذارد.......

فی الواقع خداوند عند بخشش ، 
عند لطافت و عند مردانگی است...
___________________________





تاريخ : ۸ آذر ۱۳٩٢ | ٩:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

پارسال بهار دسته جمعی رفته بودیم کوه
برگشتنی یه دختری خوشگلو با محبت
همسفر ما شده بود همراهمون میومد
به دستو پام افتاده بود این دل بی مروت
میگفت برو بهش بگو
آخه دوسش دارم بی گفتگو
هر چی میخواد بشه بشه
هرچی میخواد بگه بگه

هرچی میخواد بگه بگه

راز دلم رو گفتم اینو جواب شنفتم
راز دلم رو گفتم اینو جواب شنفتم
تو زواری پسر چقد نادونی اومدی کوه یا که چشم چرونی
گفتم به اون کوه ی که رفتم
قسم به اون عبادتی که کردم
قسم به اون چفیه و دخیل که بستم
بعد خدا من تورو میپرستم
راز دلم رو گفتم اینو جواب شنفتم
راز دلم رو گفتم اینو جواب شنفتم
تو زائری پسر چقد نادونی اومدی زیارت یا که چشم چرونی
گفتم به اون زیارتی که رفتم
قسم به اون عبادتی که کردم
قسم به اون قفلو دخیل که بستم
بعد خدا من تورو میپرستم

تــو شهــر بـی حـسـاب ما
از هــمـه لا تـا مــن ســرم
باشاخ و شو نه هام شـده
دل مـی دم و دل مـی بـرم
دو رنگـی تو کـار مـا نیست
عشق وصفا پیشه ماست
با ایـن هــمـه دوز وکــلــک
خــدا در انـدیشـه مـاسـت
خــدا در انـدیشـه مـاسـت

بچه ناف ونکم
خوش تیپم وبانمکم
پا بذارن رو دلکم
خودم یه پارچه کلکم

بچه ناف ونکم
خوش تیپم وبانمکم
پا بذارن رو دلکم
خودم یه پارچه کلکم

لات لات لاتم من
خاک زیر پاتم من
لات ولات ولات لاتم من
تا آخرش باتم من

لوتیگری حساب کنی
از همه سر ترش منم
تو بدی وبدبیاری
اول وآخرش منم

هیچ زد و بندی نداریم
خط و نشون کار ما نیست
با اینکه ما لاتیم وشوخ
نامردی تو کار ما نیست
نامردی تو کار ما نیست

بچه ناف ونکم
خوش تیپم وبانمکم
پا بذارن رو دلکم
خودم یه پارچه کلکم

بچه ناف ونکم
خوش تیپم وبانمکم
پا بذارن رو دلکم
خودم یه پارچه کلکم

لات لات لاتم من
خاک زیر پاتم من
لات ولات ولات لاتم من
تا آخرش باتم من

لوتیگری حساب کنی
از همه سر ترش منم
تو بدی وبدبیاری
اول وآخرش منم

هیچ زد و بندی نداریم
خط و نشون کار ما نیست
با اینکه ما لاتیم وشوخ
نامردی تو کار ما نیست
نامردی تو کار ما نیست

بچه ناف ونکم
خوش تیپم وبانمکم
پا بذارن رو دلکم
خودم یه پارچه کلکم

بچه ناف ونکم
خوش تیپم وبانمکم
پا بذارن رو دلکم
خودم یه پارچه کلکم

لات لات لاتم من
خاک زیر پاتم من
لات ولات ولات لاتم من
تا آخرش باتم من

لات لات لاتم من
خاک زیر پاتم من
لات ولات ولات لاتم من
تا آخرش باتم من



تاريخ : ۸ آذر ۱۳٩٢ | ٥:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 در اروپا اگر بچه یک خانواده در یک مهمانی گلدان 1500 دلاری صاحبخانه را بشکند ؛ صاحبخانه خیلی راحت 1500 دلار را از مهمان بیچاره می گیرد ولی اگر در ایران این اتفاق بیافتاد صاحب خانه باید 1500 دلار به مهمان بدهد تا بچه را از شکستن بقیه ی گلدانها منصرف کند ... 
 در ایران اگر کسی کادو ندهد خسیس است ؛ 

اگر کسی کادو ارزان بدهد خسیس است ؛ 

اگر کسی کادو کوچک بدهد خسیس است ؛

اگر کسی کادو بزرگ بدهد می خواهد پز بدهد ؛

اگر کسی کادو گران بدهد ولخرج است ...

اما در اروپا مهم نیست کسی کادو بدهد یا ندهد ...

 دراتوبوسهای ایران اگر کسی کتاب بخواند ؛ بچه مثبت است ...

اگر کسی آهنگ گوش کند بچه منفی است ...

اگر کسی با تسبیح بازی کند ؛ بسیجی است ...

اگر کسی سیگار بکشد ؛ خلافکار است ...

اما دراتوبوسهای اروپا کسی به کسی دقت نمی کند ...

 در اروپا اگر صاحبخانه از مهمان بدش بیاید ؛ صاحبخانه به راحتی مهمان را از خانه بیرون می کند

اما

در ایران اگر صاحبخانه از مهمان بدش بیاید ؛ صاحبخانه به راحتی از خانه بیرون می رود

 در ایران اگر پسری به دختری فکر کند ؛ عیب است ...

اگر پسری به پسری فکر کند ؛ عیب است ...

اگر دختری به پسری فکر کند ؛ عیب است ...

اگر دختری به دختری فکرکند ؛ عیب است ...

اما در اروپا اصلاً فکر نمی کنند ...



تاريخ : ۸ آذر ۱۳٩٢ | ٥:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

من فقط یه بار دوست دختر داشتم اونم توی بازی جی تی ای بود 

تازه اونم اشتباهی با ماشین لهش کردم

**********استاتوس های جوک **********

 

 

 

 

ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺎﻩ ﻣﺮﺩﻭﻧﻪ ۲۰ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ:
ﺩﺍﺍﺍﺵ ﮔﻮﺷﻪ ﺳﯿﺒﯿﻼﺗﻮ ﭼﻪ ﻣﺪﻟﯽ ﺑﺰﻧﻢ؟
ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺎﻫﺎﯼ ﺍﻻﻥ :ﻋﺳﯿﺴﻢ... ﺍﺑﺮﻭﻫﺎﺗﻮ ﻫﺸﺘﯽ ﮐﻨﻢ ﯾﺎ ﺷﯿﻄﻮﻧﯽ؟
ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ ﺩﯾﮕﻪ :ﻗﻮﻟﺒﻮﻭﻭﻥ ﺍﻭﻥ ﺷﮑﻞ ﻧﺎﺯﺕ ﺑﺸﻢ ﺟﻮﺟﻮﯾﻪ ﻣﻦ
ﻣﯿﮑﺎﭖ ﺧﻠﯿﺠﯽ ﺑﺰﻧﻢ ﯾﺎ ﻻﯾﺖ ﺍﺭﻭﭘﺎﯾﯽ ﻧﺎﻧﺎﺯﺯﺯﺯﺯ.....
ﻭﺍﻟﺎ

 

**********استاتوس های جوک **********

 

دوستم رفته به سی دی فروشه گفته من میخوام زبان انگلیسی یاد بگیرم، یه سی دی کارتون زبان اصلی بده!
یارو هم سریِ کاملِ کارتونِ Shaun the sheep (بره ی ناقلا) رو بهش داده.
الان قشنگ با لهجه ی انگلیسی بع بع می کنه..!!! =))

 

**********استاتوس های جوک **********

 

عرض کنم خدمتتون که یه تی تاپ ۱۰۰ تومنی داریم یه تی تاپ ۳۰۰ تومنی
فرقشون هم با هم اینه که تی تاپ ۳۰۰ تومنیه جلدش بزرگ تره!

 

**********استاتوس های جوک **********

 

 

 

 

جزوه امتحانی چیست؟؟؟؟
جسمی است سمی که در اولین تماس با دست
یا حتی نگاه کردن در کوتاه ترین زمان ممکن،
انسان را به خوابی عمیق فرو میبرد!!!!!!!!

 

**********استاتوس های جوک **********

 

مسافر تاکسی
سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید،  میگه پیاده میشی؟ پـَـَــــ نــه پـَـَــــــ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم

 


**********استاتوس های جوک **********

پدر من در اولین برخورد با نرم افزار Google Earth فرمودن: پسرم زیاد زوم نکن شاید سر زن مردم باز باشه تو حیاط زشته . من :| شرکت گوگل :| برنامه زلال احکام :| گشت ارشاد :))




تاريخ : ۸ آذر ۱۳٩٢ | ٥:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

زن عشق می کارد و کینه درو می کند ...

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر ...

می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی ...

برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج کنی ...

در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو ...

او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی ...

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی ...

او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ...

او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...

و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد ...

و قرن هاست که او عشق می کارد و کینه درو می کند چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بربادرفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش، گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد سینه ای را به یاد می آورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند ...

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد ...

و این، رنج است.

دکتر علی شریعتی 



تاريخ : ٧ آذر ۱۳٩٢ | ۸:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

به مناسبت 16 آذر و روز دانشجو
«اگر اجباری که به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می‌زدم، همان‌جایی که بیست و دو سال پیش، « آذر» مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیکسون» قربانی کردند! این سه یار دبستانی که هنوز مدرسه را ترک نگفته اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته اند، نخواستند - همچون دیگران - کوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر که را می آید بیاموزند، هرکه را می‌رود سفارش کنند. آنها هرگز نمیروند، همیشه خواهند ماند، آنها «شهید» ند. این «سه قطره خون» که بر چهره ی دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. کاشکی می توانستم این سه آذر اهورائی را با تن خاکستر شده ام بپوشانم، تا در این سموم که می وزد، نفسرند! اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم.»
دکتر شریعتی‏



تاريخ : ٧ آذر ۱۳٩٢ | ۸:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

ماندگار میانِ مردم ۱

من در سرزمینی زندگی میکنم، که در آن دویدن سهم کسانی است که نمیرسند، و رسیدن حق کسانی است که نمی دوند..

دکنر علی شریعتی 



تاريخ : ۱ آذر ۱۳٩٢ | ٧:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()


تاريخ : ۱ آذر ۱۳٩٢ | ٧:٠۸ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

یک ایرانی و یک مصری باهم بحث می کردند.مصری به ایرانی می گفت که در این خرابه های اهرام ما، وقتی می گفتند، مقره و سیم و نخ و... مال پنجهزار سال پیش پیدا کردند، پس معلوم می شود که ما در آن موقع تلگرافی داشته ایم!! ایرانی هم می گفت که در تخت جمشید ما هم هرچه گشتیم، نه مقره ای یافتند، نه سیمی و نه چیزی دیگر، پس معلوم می شود ما تلگراف بی سیم داشته ایم!... به همین چیزها خوشحالیم، به همین باد و بروت های قومی گذشته!

 

 معلم شهید دکتر علی شریعتی


 

 


تاريخ : ۱ آذر ۱۳٩٢ | ٧:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

راستی این ترازو دار عدالت چرا چشمهایش بسته است ؟!
چشمهایش را بسته اند تا نفهمد که در ترازویش چیست؟
اگر میدید که عدالت اینهمه ابلهانه وزشت نمیبود.عدالت را میگویم نه ستم را.
ستم که حسابش پاک است ،ستم که چشمهایش بسته نیست ، چهار چشمی دنیا را میبیند
وهمه را میپاید وهرگز اشتباه نمیکند .
فرشته عدالت است که مثل خر عصاری واسب ودرشکه ،چشمهایش را بسته اند تا نبیند
که دیو در ترازویش چه میگذارد وکفه ها را عوضی میچیند !
تا هرگز نفهمد که شاهک ترازو ،به دست او چه ها که نمیکند؟ تا نبیند که ترازویش را
زنجیرکرده اند واز آن کاخ کج آویخته اند ..

 معلم شهید دکتر علی شریعتی


 

 


تاريخ : ۱ آذر ۱۳٩٢ | ٧:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()
میخواهم  بگویم ......

 

فقر  همه جا سر میکشد .......

فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی  هم  نیست ......

فقر ، چیزی را  " نداشتن " است ، ولی  ، آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست  .......

فقر  ،  همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند ......

فقر ،  تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد میکند ......

فقر ، کتیبهء سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند .....

فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود .....

فقر ،  همه جا سر میکشد ........

  فقر ، شب را " بی غذا  " سر کردن نیست ..

   فقر ، روز را  " بی اندیشه"   سر کردن است
دکتر علی شریعتی 


تاريخ : ۱ آذر ۱۳٩٢ | ٦:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

دوست داشتن از عشق برتراست.


عشق یک جوشش کور است وپیوندی ازسر نابینایی .


امادوست داشتن پیوندی خودآگاه وازروی بصیرت روشن وزلال .


عشق بیشترازروی غریزه آب می خورد


وهر چه ازغریزه سرزند بی ارزش است


ودوست داشتن ازروح طلوع می کند


وتاهرجا که یک روح ارتفاع دارد


دوست داشتن هم باآن اوج می یابد


عشق درقالب دلها دررنگ ها وشکل های تقریبا مشابهی متجلی میشود


ودارای صفات وحالات مشترکی است


اما دوست داشتن در هرروحی جلوه ای خاص خویش دارد


وازروح رنگ می گیرد


وچون روح ها برخلاف غریزه ها هر کدام رنگی وارتفایی وبعدی


وطعم وعطری ویژه ی خویش دارد


می توان گفت که به شماره ی هرروحی دوست داشتنی هست .


عشق بادوری ونزدیکی در نوسان است اگردوری به طول انجامد ضعیف می شود


اگر تماس دوام یابد به ابتذال می کشد


وتنها با بیم وامید وتزلزل واظطراب دیدارو پرهیز زنده ونیرومند می ماند


اما دوست داشتن با این حالات ناآشناست . دنیایش دنیای دیگریست .


عشق جوششی یک جانبه است به معشوق نمی اندیشد که کیست؟


یک خود جوش ذاتی است واز این رو همیشه اشتباه می کند


ودر انتخاب به سختی می لغزد ویا همواره یک جانبه می ماند


وگاه میان دو بیگانه ناهمانند عشقی جرقه می زند


وچون درتاریکیست ویکدیگر را نمی بینند


پس از انفجار این صاعقه است که در پرتو روشنایی آن چهره ی یکدیگررا می توان دید


ودر این جاست که گاه پس از جرقه زدن عشق عاشق ومعشوق


که در چهره ی هم می نگرند


احساس می کنند که هم را نمی شناسند


وبیگانگی وناآشنایی پس ازعشق (که دردکوچکی نیست ) فراوان است


اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می بندد ودرزیر نور سبز می شود ورشد می کند


وازاین روست که همواره پس از آشنایی پدید می آید


ودرحقیقت در آغاز دوروح خطوط وسیمای آشنایی رادر سیمای یکدیگر می خوانند


وپس ازآشناشدن است که خودمانی می شوند


عشق جنون است وجنون چیزی جز خرابی و پریشانی نیست


اما دوست داشتن دراوج معراجش از سر حد عقل فراتر می رود


وفهمیدن واندیشیدن رانیز اززمین می کند وبا خود به قله بلند اشراق می برد


عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند


ودوست داشتن زیبایی های دلخواه رادر دوست می بیند ومی یابد


عشق یک فریب بزرگ وقوی است


ودوست داشتن یک صداقت راستین وصمیمی وبی انتها ومطلق


عشق دردریا غرق شدن است ودوست داشتن دردریا شنا کردن


عشق بینایی را می گیرد ودوست داشتن می دهد


عشق خشن است وشدید ودرعین حال ناپایدار ونامطمئن


ودوست داشتن لطیف است ونرم ودرعین حال پایدار وسر شار اطمینان.


عشق همواره به شک آلوده است


ودوست داشتن سراپا یقین است و شک نا پذیر


از عشق هرچه بیشتر می نوشیم سیرابتر می شویم


واز دوست داشتن هر چه بیشتر تشنه تر


عشق هر چه دیرتر می پیماید کهنه تر میشود ودوست داشتن نوتر


عشق نیرویست درعاشق که اورا به معشوق میکشاند


ودوست داشتن جاذبه ای دردوست که دوست رابه دوست می برد


عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند


زیرا عشق جلوه ای از خودخواهی وروح تاجرانه یا جانوری آدمیست


وچون خود به بدی خود آگاه است آن را دردیگری که می بیند از او بیزار می شود


وکینه بر می گیرد


امادوست داشتن دوست را محبوب وعزیز می خواهد


زیرا که دوست داشتن جلوه ای ازروح خدایی وفطرت اهورایی آدمیست


وچون خود به قداست ماورایی خود بیناست


آنرا در دیگری که می بیند دیگری رانیز دوست می دارد


درعشق رقیب منفوراست وحسد شاخصه ی عشق است


عشق معشوق را طعمه ی خود می بیند و


همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید


واگر ربود باهر دو دشمنی می ورزد ومعشوق نیز منفور می گردد


ودوست داشتن ایمان است وایمان یک روح مطلق است


یک ابدیت بی مرز است از جنس این عالم نیست


عشق اسارت دردام غریزه است ودوست داشتن آزادی از جبر مزاج


عشق مامور تن است ودوست داشتن پیغمبرروح


عشق لذت جستن است ودوست داشتن پناه جستن


عشق گاه جابه جا می شود وگاه سرد میشود وگاه می سوزاند


اما دوست داشتن ازجای خویش بر نمی خیزد


سرد نمی شود که داغ نیست نمی سوزاند که سوزاننده نیست


عشق اگر پای عاشق درمیان نبا شد نیست


اما دردوست داشتن جز دوست داشتن ودوست سومی وجود ندارد


دکتر علی شریعتی



تاريخ : ۱ آذر ۱۳٩٢ | ٦:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
غافلگیر شدیم
چتر نداشتیم
خندیدیم
دویدیم
و به شالاپ شلوپ‌های گل آلود عشق ورزیدیم.
 

دومین روز بارانی چطور؟
پیش‌بینی‌اش را کرده بودی
چتر آورده بودی
من غافلگیر شدم
سعی می‌کردی من خیس نشوم
و شانه سمت چپ تو کاملاً خیس بود

سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد میکند
حوصله نداشتی سرما بخوری
چتر را کاملاً بالای سر خودت گرفتی
و شانه راست من کاملا خیس شد

و چند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟
که با یک چتر اضافه آمدی
و مجبور بودیم برای اینکه پین‌های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر برویم

فردا دیگر برای قدم زدن نمی‌آیم.
تنها برو!

دکتر علی شریعتی

 

 

 



تاريخ : ۱ آذر ۱۳٩٢ | ٦:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

دکتر شریعتی : «کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی

در ته کلاس ما می نشست که برای من مظهر

تمام چیزهای چندش آور بود ،آن هم به سه دلیل ؛

اول آنکه کچل بود، دوم اینکه سیگار می کشید

و سوم که از همه تهوع آورتر بود اینکه در آن سن و سال، زن داشت. !

چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم،

آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه

زن داشتم ،سیگار می کشیدم و کچل شده بودم

و تازه فهمیدم که :

خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد

دیگران ابراز انزجار می کند که

در خودش وجود دارد 

 



تاريخ : ۱ آذر ۱۳٩٢ | ٦:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

سهراب سپهری

زندگی رسم خویشاوندی است

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ

پرسشی دارد اندازه ی عشق

زندگی چیزی نیست که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود

زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد

زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد

زندگی مجذور آیینه است

زندگی گل به توان ابدیت

زندگی ضرب زمین در ضربان دل ماست

زندگی هندسه ی ساده و یکسان نفسهاست




تاريخ : ۳٠ آبان ۱۳٩٢ | ٥:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 جملات حکیمانه

ازدواج مثل بازار رفتن است تا پول و احتیاج و اراده نداری بازار نرو.

 

*******************

 

حتی بهترین فرزندان نیز دشمن جان پدر و مادرانند.

 

*******************

 

دنیا آنقدر وسیع است که برای همه مخلوقات جا هست. به جای آن که جای کسی را بگیرید، تلاش کنید جای واقعی خودتان را بیابید.

 

*******************

 

خوشبختی فاصله این بدبختی است تا بدبختی دیگر.

 

*******************

 

اگر شاد بودی، آهسته بخند تا غم ناراحت نشود و اگر غمگین بودی آرام گریه کن تا شادی ناامید نشود.

 

*******************

 

اگر روزی خیانت دیدی، بدان که قیمتت بالاست.

 

*******************

 

از دشمن خود یکبار بترس و از دوست خود هزاربار.

 

*******************

 

نقاش کامل آنست که از هیچ برای خود سوژه بسازد.

 

*******************

 

حتی تظاهر به شادی نیز برای دیگران شادی بخش است.

 

*******************

 

من دریافته ام که ایده های بزرگ هنگامی به ذهن راه می یابند که مصمم به داشتن چنین ایده هایی باشیم.

 

*******************

 

فیلمسازان باید به این نکته نیز بیاندیشند که فیلم هایشان را در روز رستاخیز با حضور خودشان نمایش خواهند داد.

 

*******************

 

 خودپسندی زنها بزرگترین علت بدبختی ایشان و نابودی خانواده هاست. هیچ چیز به اندازه خودپسندی زن ها بنیان خانواده را نابود نکرده است.

 

*******************

 

 انسان اگر فقیر و گرسنه باشد بهتر از آن است که پست و بی عاطفه باشد.

 

*******************

 

 مردمان روی زمین استوار، بیشتر از بندبازان روی ریسمان نااستوار سقوط می کنند.

 

*******************

 

 وقتی زندگی صد دلیل برای گریه کردن به شما نشان می دهد، شما هزار دلیل برای خندیدن به آن نشان دهید.

 

*******************

 

 اگر می خواهید دشمنان خود را تنبیه کنید، به دوستان خود نیکی کنید.

 

 

جملات آموزنده, سخنان چارلی چاپلین

 



تاريخ : ۳٠ آبان ۱۳٩٢ | ٥:٠٤ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

وقتی برنده میشوی، نیازی به توضیح نداری! وقتی می بازی چیزی برای توضیح دادن نداری! هیتلر

 

کسی که بتواند میل و هوس شهواتی خود را مهار کند موجود با اراده ای است . هیتلر

 

کسی که با تخیلات پریشان از مشکلات برای خود کوهی می سازد و هر چیز را دشواری می داند واژگون شدن او حتمی است . هیتلر

 

هرجا ایمان کامل باشد اراده قوی هم وجود خواهد داشت مردان بی اراده کسانی هستند که به هیچ چیز ایمان ندارند . هیتلر

 

کسی که میخواهد زنده بماند باید مبارزه کند و کسی که دست از مبارزه بردارد آن هم در جهانی که هستی آن وابسته به مبارزه کردن است لایق زنده ماندن نیست . هیتلر

 

حقیقت همان دروغی است که بارها و بارها تکرار شده است . هیتلر

 

تعلیم و تربیت یکی از اساس کشور است و مغز های جوان نبایستی از دانش ها و معلوماتی انباشه شود که هشتاد درصد برای آن ها غیر ضروری است و در نتیجه ممکن است پس از چند سال آن ها را به کلی فراموش کنند . هیتلر 

 

از درس تاریخ آنچه در خاطرات جوانان باقی می ماند غیر از یک مشت اطلاعات بی فایده مانند تاریخ تولد چند سردار یا پادشاه چیز دیگری نبوده و سایر قسمت های مهم آن به کلی از یاد رفته و یا از ان نتیجه کلی نگرفته اند . هیتلر

 

شما یک عمر بر سر کودک بزنید و از رشد و تکامل او جلوگیری کنید معلوم است که چنین موجود سر خورده در خود آن نیرو را نخواهد یافت که با استفاده از منابع طبیعی فکر و اندیشه را در خود تقویت نماید . هیتلر

 

بهترین وسیله برای شکست یک ملت ناتوان ساختن انرژی و اراده معنوی است . هیتلر

 

اگر اقدامی با شکست و دلسردی روبرو شد نباید دست از تلاش و کوشش برداشت و امید پیروزی را از دست داد . هیتلر

 

تجربه نشان داده است هرگونه عقیده که با مخالفت سخت روبرو شود، هواخواه بیشتری پیدا می کند و گاهی شکنجه و آزار شدن طرفدارانش در پیشرفت آن مؤثر است و بر تعداد طرفداران آن افزوده می گردد . هیتلر

 

وقتی یک ملت برای فرهنگ و نژاد و ملیت خویش ارزشی قائل نشد و حقی را که طبیعت برای نگاهداری نژاد پاکش به او ارزانی داشته بود پایمال ساخت و به بیگانگان روی آورد و تسلیم شد دیگر حق ندارد از شکست و بدبختی سیاسی که خودش باعث آن شده است شکایت کند .هیتلر

 

یهودیان پایه های هنر و ادبیات کشور های دیگر را سست می کنند احساسات مردم را فریب می دهند و تمام افکار درست و محکم را در هم فرو ریخته و مردم را از راه راست منحرف می سازند .هیتلر

 

چیزی که باعث قدرت و بزرگی نژاد آریا شد فقط غرایز معنوی نبود بلکه توجه و علاقه ی او برای تشکیل سازمان های بزرگتر باعث پیشرفت این قوم شده است و آن ها از روز اول خود را عادت دادند که برای تامین مایحتاج زندگی خود و دیگران زحمت بکشند و از این راه سازمان وسیع تری ایجاد کردند . هیتلر

 

بعضی حقایق به طوری پنهان شده اند که اگر کسی به خوبی دقت نکند آن را نمی شناسد ولی غالباْ اتفاق می افتد که این حقایق روشن را افراد عادی نمی بینند یا لااقل نمی توانند بد و خوب خویش را تشخیص دهند . هیتلر

 

اگر بخواهیم عالم هستی را به سه قسمت نمایند: قسمتی که تمدن انسانی را خلق کرده و گروهی که آن را نگاهداری نموده و دسته ای که آن را از بین برده اند بدون هیچ تردید نژاد اریاها جزء گروه اول قرار خواهند گرفت . هیتلر

وبلاگ جملات حکیمانه

 



تاريخ : ۳٠ آبان ۱۳٩٢ | ٥:٠٠ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

beautiful words of the late hossein panahi سخنان زیبای مرحوم حسین پناهی

 

از آجیل سفره عید چند پسته لال مانده است 
آنها که لب گشودند ، خورده شدند 
آنها که لال مانده اند ، می شکنند 
دندانساز راست می گفت 
پسته لال ، سکوت دندان شکن است 

 

 

می دانی … !؟ به رویت نیاوردم … !

 از همان زمانی که جای ” تو ” به ” من ” گفتی : ” شما “

فهمیدم

پای ” او ” در میان است …

 

  

اجازه … ! اشک سه حرف ندارد … ، اشک خیلی حرف دارد!!!

 

 

بهزیستی نوشته بود : 
شیر مادر ، مهر مادر ، جانشین ندارد 
شیر مادر نخورده ، مهر مادر پرداخت شد 
پدر یک گاو خرید و من بزرگ شدم 
اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت جز معلم ریاضی عزیزم 
که همیشه میگفت : گوساله ، بتمرگ !!!!؟؟؟؟ 

 

با اجازه محیط زیست در دریا دکل می کاریم 
ماهی ها به جهنم ! کندوها پر از قیر شده اند 
زنبورهای کارگر به عسلویه رفته اند ، چه سعادتی ! 
داریوش به پارس می نازید ، ما به پارس جنوبی ! 

 

 

می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : پدر تنها قهرمان بود .

 عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد

بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود …

بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند .

تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند.

تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود

و معنای خداحافـظ، تا فردا بود…!

 

 

 این روزها به جای” شرافت” از انسان ها

 فقط” شر” و ” آفت” می بینی !

 

 

  راســــــتی،

دروغ گـــــفتن را نیــــــــز، خـــــــــوب یاد گـــرفتــه ام…!

“حــــال مـــن خـــــــوب اســت” … خــــــوبِ خــــوب

 

   

می‌دونی”بهشت” کجاست ؟

یه فضـای ِ چند وجب در چند وجب !

بین ِ بازوهای ِ کسی که دوسـتش داری…

 

 

رخش ، گاری کشی میکند 
رستم ، کنار پیاده رو سیگار میفروشد 
سهراب ته جوب به خود میپیچد
مردان خیابانی برای تهمینه بوق میزنند
ابولقاسم ، برای شبکه سه سریال جنگی می سازد
وای……………….
موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند !! 

 

  

 وقتی کسی اندازت نیست

 دست بـه اندازه ی خودت نزن…

 

 

این روزها “بــی” در دنیای من غوغا میکند!

بــی‌کس ، بــی‌مار ، بــی‌زار ، بــی‌چاره بــی‌تاب ، بــی‌دار ، بــی‌یار ،

بــی‌دل ، بـی‌ریخت،بــی‌صدا ، بــی‌جان ، بــی‌نوا

بــی‌حس ، بــی‌عقل ، بــی‌خبر ، بـی‌نشان ، بــی‌بال ، بــی‌وفا ، بــی‌کلام

،بــی‌جواب ، بــی‌شمار ، بــی‌نفس ، بــی‌هوا ، بــی‌خود،بــی‌داد ، بــی‌روح

، بــی‌هدف ، بــی‌راه ، بــی‌همزبان

بــی‌تو بــی‌تو بــی‌تو……

 

 

ماندن به پای کسی که دوستش داری

 قشنگ ترین اسارت زندگی است !

 

  

می کوشم غــــم هایم را غـــرق کنم اما

 بی شرف ها یاد گرفته اند شــنا کنند …

 

   

می دانی

یک وقت هایی باید

روی یک تکه کاغذ بنویسی

تـعطیــل است

و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت

باید به خودت استراحت بدهی

دراز بکشی

دست هایت را زیر سرت بگذاری

به آسمان خیره شوی

و بی خیال ســوت بزنی

در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که

پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند

آن وقت با خودت بگویـی

بگذار منتـظـر بمانند !!!

 

 

  مگه اشک چقدر وزن داره…؟

که با جاری شدنش ، اینقدر سبک می شیم…

 

  

 من اگه خـــــــــــــــــــــدا بودم …

 یه بار دیگه تمـــــــــــــــوم بنده هام رو میشمردم

 ببینم که یه وقت یکیشون تنــــــــــــــها نمونده باشه …

و هوای دو نفره ها رو انقدر به رخ تک نفره ها نمی کشیدم!!!!

 

 

 صفر را بستند 

تا ما به بیرون زنگ نزنیم 

از شما چه پنهان 

ما از درون زنگ زدیم 

این جهانی که همش مضحکه و تکراره 

تکه تکه شدن دل چه تماشا داره

 

” حسین پناهی “





تاريخ : ۳٠ آبان ۱۳٩٢ | ٤:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

اگر گناه وزن داشت؛ هیچ کس را توان آن نبود که قدمی بردارد خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند و من شاید؛ کمر شکسته ترین بودم.

دکتر شریعتی



تاريخ : ۳٠ آبان ۱۳٩٢ | ٤:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

  نیکی و سود خویش را در زیان دیگران مخواه.زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

عاشق عاشقی باش و دوست داشتن را دوست بدار، از تنفر متنفر باش و به مهربانی مهر بورز، با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش.زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

فاش نکردن اسرار مردم دلیل کرامت و بلندی همت است.زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

شریف ترین دلها دلی است که اندیشه ی آزار کسان درآن نباشد.زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

خورشید باش که اگر خواستی برکسی نتابی نتوانی .زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

عشق می ماند؛ انسان ها هستند که عوض می شوند .زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

خوشبختی از آن کسانیست که خواهان خوشبختی دیگران باشند .زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

اگر کسی را دوست داری، به او بگو . زیرا قلبها معمولاً با کلماتی که ناگفته میمانند، میشکنند .زرتشت 

*********سخنان زرتشت**********

کسی که بر نفس خود غلبه نکرد بر هیچ چیز غالب نخواهد شد.زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

بردباری ، هنگامی خوب است که مبدأ منزهی داشته باشد ، وگرنه در مقابل بیدادگری ، بردباری ناتوانی ، و ناتوانی مقدمه نابودی است.زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

انسانهایی که تنها هستند،همیشه در معرض خطر عشق اند.زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

همیشه اشتباهات مردم را ببخش نه به خاطر اینکه آنها سزاوار بخشش اند بلکه تو سزاوار آرامش هستی.زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

آنچه را می شنوید به عقل سلیم و منش پاک و روشن بسنجید و آنگاه بپذیرید.زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

در دوره ای که از آن اوباش است بهتر است که اعتماد و اندیشه تان را پنهان کنید.زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

راه جهان یکی است و آن راستیست .زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

من آینده را دوست دارم چون بقیه عمرم را باید در آن بگذرانم .زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از آنو همیشه قسمتی از غم دیگران باش نه دلیل آن.زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

هنگامی که همه یکسان فکر می کنند دیگر کسی بیشتر نمی اندیشد.زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی.زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان اما به قدر فهم تو کوچک .زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

نیکی و سود خویش را در زیان دیگری مخواه.زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

شریف ترین دل ها دلی است که اندیشه آزار کسان در آن نباشد .زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

بهترین زندگی دو جهان برای کسانی است که نیک بیاندیشند و پارسایی را سرلوحه زندگی خویش کنند . زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

همسری که برای دخترت برگزیدی به او معرفی کن ولی انتخاب نهایی را به دست خودش بسپار . زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

انسانی که گمراهی را ببیند و او را با دانش و خرد خویش راهنمایی نکند در ردیف گناهکاران است . زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

انسان به هر چه که اراده کند خواهد رسید . اندیشه آدمی سازنده زندگی اوست . زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

خداوند این جهان زیبا را برای شادی انسان در مسیر نیک آفریده است .زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

کسانی در زندگی سرافراز و آسوده خواهند زیست که در زندگی به ندای وجدان درونی خویش گوش فرا دهند و آن را ارج نهند . زیرا وجدان درونی همه انسانها آنها را به سوی کردار نیک رهنمایی میکند . زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

وظیفه هر انسان در زندگی اش کار و کوشش و آبادی و پیشرفت جهان است . زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

هر کس باید بیاندیشد که کیست ؟ از کجا آمده است و برای چه در این جهان زندگی میکند ؟ زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

انسان در گزینش خوب و بد زندگی اش آزاد است . هر زن و مردی بایستی بهترین گفتار را بشنوند و مسیر خویش را در زندگی برگزیند .زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

بهشت و دوزخ ما در این جهان در دستان خود ماست . نیکی پاسخ نیکی است و بدی سزای بدی . نتیجه زندگی ما حاصل اعمال ماست . زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

خوشبخت کسی است که خوشبختی دیگران را فراهم سازد .زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

هر یک از شما باید در کردار نیک به دیگری سبقت جوید و از این رو زندگی خود را خوش و خرم سازد. زرتشت

*********سخنان زرتشت**********

زندگی شما وقتی زیبا و شیرین خواهد شد، که پندارتان، کردارتان و گفتارتان نیک باشد.زرتشت 

 



تاريخ : ۳٠ آبان ۱۳٩٢ | ٧:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

عکس های بیشتر در ادامه ی مطلب 

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۳٠ آبان ۱۳٩٢ | ٦:٥٦ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

انسانها؛ در دو صورت چهره ی واقعی خودشان را نشان میدهند:
اول آنکه بدانند کامل به خواسته هایشان رسیده اند
یا اینکه بدانند هرگز به خواسته هایشان نمی رسند . . .

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

در دنیا فقط یک نفر وجود دارد که باید همیشه سعی کنید از او بهتر باشید
و آن کسی نیست جز گذشته ی خودتان . . .

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦


وقتی وارد می شوی لباست معرف توست
وقتی می روی حرفهایت
(لئو تولستوی)

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

دو چیز شما را تعریف میکند:
بردباری تان ، وقتی هیچ چیز ندارید
و نحوه رفتارتان ، وقتی همه چیز دارید . . .

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 

چاپلوسها تنها ، همانند دوست هستند .
همانطوری که گرگ ها به سگ ها شباهت دارند . . .
(مارک تواین)

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦


هیچ وقت گریه مادر رو را در نیاورید
خداوند تک تک اشک های او را میشمارد . . .

 

 ♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

شهر از بالا زیباست
و آدم ها از دور جذاب
فاصله مناسب رو حفظ کنیم
تا دوست داشتنی بمونیم . . .

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

موفقیت کلید شادی نیست
بلکه
شادی کلید موفقیت است . . .

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

اگر مردم فقط بخاطر ترس از تنبیه شدن
و یا به امید پاداش گرفتن خوب هستند
حقیقتا باید خیلی متاسف باشیم . . .
(آلبرت اینشتین)

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

صفحه ی آخرشناسنامه مهم نیست
گاهی
باید در آیینه نگاه کنی ببینی هنوز زنده ای . . .

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

دشمنی که کلام شیرین دارد
شمشیرش خیلی تیزتر است . . .

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

تاریکی نمی‌تواند تاریکی را از بین ببرد. فقط نور است که می‌تواند
نفرت نمی‌تواند نفرت را از بین ببرد، فقط صلح و دوستی است که می‌تواند . . .

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

مراقب باش ، روزگار هلت میدهد
اما قرار نیست تو بیفتی
اگر خودت را به آسمان گره زده باشی، اوج می گیری
به همین سادگی . . .

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

تاریخ به ما یاد می دهد که انسان ها و ملت ها
تنها زمانی عاقلانه رفتار می کنند که از باقی رفتارها خسته شده باشند . . .

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

انسان بیشتر دلش مى خواهد درکش کنند تا دوستش داشته باشند . . .

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

قرض کمتر از صفر ، دارایی است
و دارایی کمتر از صفر ، قرض است . . .
آریا بهاتا

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 از میان مرغان مهاجر آنکه درانتهاست
شاید ضعیف ترین باشد اما او دلبسته ترین آنهاست . . .

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

بزرگی روحت را میان دستانت پنهان کن
که بزرگ بودن میان مردم کوچک سخت است . . .

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

مرگ انسان زمانی ست که نه شب بهانه ای برای خوابیدن دارد
و نه صبح دلیلی برای بیدار شدن . . .

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

خوشبختی داشتن کسی است که
بیشتر از خودش تو را بخواهد
و بیشتر از تو هیچ نخواهد . . .

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

گاهی باید کر بود گاهی کور
گاهی لال ، گاهی هم نباید آدم بود . . .
این چند نکته رو رعایت کنی
همه چیز تو زندگیت
همــــــیشه درست پیش میره !

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

فصل دلتنگی که بیاید
آدم ها هم کوچ می کنند
از کسی که دوستشان دارد
به کسی که دوست می دارند . . .

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

کمتر بترسید؛ بیشتر امیدوار باشید
کمتر بخورید، بیشتر بجوید
کمتر آه بکشید، بیشتر نفس بکشید
کمتر متنفر باشید، بیشتر عشق بورزید
و بعد خواهید دید
که همه چیزهای خوب از آنِ شما خواهد شد . . .

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

اسمش را دخترانه بنام : دنیا
اسمش را مردانه بنام : جهان
افسوس که این سیاره ی آبی ، نه حیای زنانه سرش میشود نه وفای مردانه
فکر نان عقبا باش؛ این سیاره بیشترش آب است . . .
(گیله مرد)

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

گذر کردم ز قبرستان زمانی
رسیدم بر سر قبر جوانی
به زیر خاک می‌نالید و میگفت:
رفیقان قدر یکدیگر بدانید.

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

فروختن آب به کسی که در بیابان مانده، کار آسانی‌ست.
هر کسی می‌تواند این کار را انجام دهد.
بازاریاب راستین، کسی است که به صحرانشینان، ماسه می‌فروشد…
(کریستین بوبن)

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

خاطرات خیلی عجیبند
گاهی اوقات می خندیم ، به روزهایی که گریه میکردیم !
گاهی گریه میکنیم ، به یاد روزهایی که میخندیدیم!

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

در جهان… تنها یک فضیلت وجود دارد و آن آگاهی ست
و تنها یک گُناه و آن جهل است . . .
(مولانا)

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

برای آنچه که دوستش داری از جان باید بگذری
بعد ، می ماند زندگی و آنچه که دوستش داشتی . . .
(شمس لنگرودی)

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

این نکته بدان :
خداوند مهلت می دهد ولی چشم پوشی نمی کند . . .

 

 ♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

اگر شهر سقوط کرد نگران نباشید ، دوباره فتح میکنیم
مراقب باشید ایمانتان سقوط نکند
(شهید جهان آرا)

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

دوستان آزموده شده را با قفلهای فولادی به قلب و جان خود می بندم .
(شکسپیر)

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

قدر چیزی را که داری بدان ، قبل از اینکه زمان به تو یادآوری کند :
باید قدر چیزی که داشتی میدانستی

 

♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

 تا لحظه شکست به خدا ایمان داشته باش ، خواهی دید که آن لحظه هرگز نخواهد رسید

 

 ♦♦♦♦♦♦♦♦سخنان زیبای بزرگان♦♦♦♦♦♦♦♦

 

اگر تمام درهاى دنیا هم برویت بسته شد ، دنبال درهاى بسته بدو
خداى تو و یوسف یکیست . . .

از زندگی خود لذت ببرید
بدون آنکه آنرا با زندگی دیگران مقایسه کنید
کندورسه

 

*******سخنان بزرگان*******

 

یکی از ناشناخته ترین لذت ها در زندگی حرف زدن با خویشتن است
فرانسیس رواتر

 

*******سخنان بزرگان*******

 

تا از عادت پرستی بدر نیائی و دست برنداری ، حقیقت ورز نشوی
عین القضاه همدانی

 

*******سخنان بزرگان*******

 

منشاء غم های گران را بیشتر در وجود خود جستجو کنید
تا در وجود دیگران
پل پوژه

 

*******سخنان بزرگان*******

 

کارهای تکراری ما نشانه شخصیت ماست
ارسطو

 

*******سخنان بزرگان*******

 

اراده های ضعیف همواره به صورت حرف و گفتار خودنمائی می کنند
لیکن اراده قوی جز در لباس عمل و کردار ظهور نمی یابد
گوستاو لوبون

 

*******سخنان بزرگان*******

 

برای یک کشتی که معلوم نیست به کدام بندرگاه می رود
باد موافق معنا ندارد
میشل دو مونتی

 

*******سخنان بزرگان*******

 

یکی از دشوارترین کارها برای هر فرد آن است
که روی سطح یخ زده ومرطوب زمین بخورد و وقتی بلند می شود ، خدا را شکر کند
لرد باکلی

 

*******سخنان بزرگان*******

 

ما در جوار یکدیگر زندگی می کنبم
پس اولین مقصود ما در زندگی این است که به یکدیگر محبت کنیم
و اگر نمی توانی دست کم دیگران را آزار ندهیم
دالائی لاما

 

*******سخنان بزرگان*******

 

اگر بدنبال فرصت ها بگردیم چند برابر می شوند
و اگر آنها را نادیده بگیریم از میان می روند
جان ویکر

 

*******سخنان بزرگان*******

 

هرگاه کسی که نیکی می کند
با نتیجه آن خود را مشغول نسازد
آنوقت حس غضب و خود خواهی در قلب او خاموش می شود
بودا

 

*******سخنان بزرگان*******

 

مشورت کنید و افکار خود را با هم بسنجید
تا از میان آنها راستی زائیده شود
حضرت علی (ع)

 

*******سخنان بزرگان*******

 

کسی که می خواهد درو کند باید بکارد
مثل آلمانی

 

*******سخنان بزرگان*******

 

انسان دانا به جای آنکه در انتظار رسیدن فرصت خوب در زندگی باشد
خود آنرا به وجود می آورد
فرانسیس بیکن

 

*******سخنان بزرگان*******

 

شکر گزاری نه تنها بزرگترین فضیلت است
بلکه منشاء سایر نیکی ها نیز هست
سیسرو

 

*******سخنان بزرگان*******

 

اگر یکی از مشتاقان کتاب هستید
بزرگترین خوشبختی جهان را دارا هستید
ژول کاراوتی

 

*******سخنان بزرگان*******

 

حافظه خوب ، حافظه ای است که بداند چگونه امور بی اهمیت را فراموش کند
کلیفتون فادیمن

 

*******سخنان بزرگان*******

 

بزرگترین فن زندگی استفاده از فرصت های بی نظیری است که بر ما می گذرد
سالوبیل

 

*******سخنان بزرگان*******


نهال دوستی واقعی آهسته رشد می کند

ژرژ واشنگتن

 

*******سخنان بزرگان*******

 

هرگز تکبر نداشته باش که هنر را تکبر نیست
حسین بهزاد

 

*******سخنان بزرگان*******

 

از پیروزی تا سقوط فقط یک ثانیه فاصله است
ناپلئون

*******سخنان بزرگان*******


پرسش های ما افکار ما را می سازند
آنتونی رابینز

 

*******سخنان بزرگان*******

 

دوستی مهم ترین نیکبختی انسان است

هیوم

 

*******سخنان بزرگان*******

 

زیبایی مرد در فصاحت زبان اوست

حضرت محمد (ص)

 

*******سخنان بزرگان*******

 

سخن را زیوری جز راستی نیست

جامی

 

*******سخنان بزرگان*******

 

آینده را ما می سازیم مگر از دیروز تا امروز را نساخته ایم

حسین بهزاد

 

*******سخنان بزرگان*******


تنها نعمتی که به رنج زیستن می ارزد آزدی است
محمد حجازی

*******سخنان بزرگان*******


به زیبائی بیاندیش ، نه برای انگیزش ، که در جهت تعالی
زیبائی به هر جا آرامش می آورد ، چه دست ساز انسان چه طبیعی

 

پاول ویلسون 

 

 



تاريخ : ٢٩ آبان ۱۳٩٢ | ٦:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

کاش دنیا
یک بار هم که شده
بازیش را به ما می باخت
مگر چه لذتی دارد
این بردهای تکراری برایش؟!

 

******* استاتوس های عاشقانه*******

 

چشمان ِ تو
آیه هایی آسمانـی اند
که پیامبری سر به هوا
سالهاست گمشان کرده است …

 

******* استاتوس های عاشقانه*******

 

دیوانگی می خواهد
وقتی نمی دانم
کجای خواب هایم
دوستت دارم هایت را
با بوسه ای نثارم کردی
که در تمام بیداریم خراب توام …

 

******* استاتوس های عاشقانه*******

 

چیزی در سینه ام
به شکلی بد خیم
تو را می خواهد…

 

******* استاتوس های عاشقانه*******

 

تــــقـصـیـر ِ خــودم بـود
کــه عـــــــــــاشــقـت شــدم
وگـــرنـه
هـیـــچ آدم ِ عــاقـلـی
دل بــــه فــــرشــــتــــه نـــمـی بـنـدد…

 

******* استاتوس های عاشقانه*******

 

می نویسم دفتری با اشک و آه
در شبی تاریک و غمگین و سیاه
می نویسم خاطرات از روی درد
تا بدانی دوریت با من چه کرد

 

******* استاتوس های عاشقانه*******

 

زین شاخه به آن شاخه پریدن ممنوع!
در ذهن به جز تو آفریدن ممنوع!
غیر از تو ورود دیگران در قلبم
عمرا ابدا هیچ اکیدا ممنوع!

 

******* استاتوس های عاشقانه*******

 

آب و هوای دلم آن قدر بارانیست که رخت های دلتنگی ام را مجالی برای خشک شدن نیست. این گونه است که دلم برایت همیشه تنگ است…

 

******* استاتوس های عاشقانه*******

 

هر کسی برای خودش خیابانی دارد…
کوچه ای…
کافی شاپی..
و شاید عطری…
که بعد از سالها… خاطراتش گلویش را چنگ میزند!

 

******* استاتوس های عاشقانه*******

 

به پایان رسیده ام اما نقطه نمی گذارم …
یک ویرگول میگذارم ،
این هم امیدیست ، شاید که برگردی …

 

******* استاتوس های عاشقانه*******

 

نوازشگر خوبی نبودی
سفید شده تار مویی رو که میگفتی با دنیا عوضش نمیکنی!

 

******* استاتوس های عاشقانه*******

 

به لبهایم قفل زدم درباره عشق تو
به کسی چیزی نگویم
شاید روزی خودت
آدم شوی….



تاريخ : ٢٩ آبان ۱۳٩٢ | ٥:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است

(دکتر علی شریعتی)



تاريخ : ٢٩ آبان ۱۳٩٢ | ٥:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

مردم اغلب بی انصاف, بی منطق و خود محورند
ولی آنان را ببخش

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند
ولی مهربان باش

اگر موفق باشی دوستان دروغین ودشمنان حقیقی خواهی یافت
ولی موفق باش

اگر شریف ودرستکار باشی فریبت می دهند
ولی شریف و درستکار باش

آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای
شاید یک شبه ویران کنند
ولی سازنده باش

اگر به شادمانی و آرامش دست یابی
حسادت می کنند
ولی شادمان باش

نیکی های درونت را فراموش می کنند
ولی نیکوکار باش

بهترین های خود را به دنیا ببخش
حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد

ودر نهایت می بینی هر آنچه هست
همواره میان “تو و خداوند” است
نه میان “تو و مردم”ًَ



تاريخ : ٢٥ آبان ۱۳٩٢ | ٧:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()



تاريخ : ٢٤ آبان ۱۳٩٢ | ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()



تاريخ : ٢۱ آبان ۱۳٩٢ | ٢:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ 
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود 
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر 
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ 
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق 
زندگی، فهم نفهمیدن هاست 
زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود 
تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست 
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست 
فرصت بازی این پنجره را دریابیم 
در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم 
پرده از ساحت دل برگیریم 
رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم 
"سهراب"




تاريخ : ٢۱ آبان ۱۳٩٢ | ٢:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

آموخته‌ام که خود، معمار زندگی خویش، خالق شگفتی، و عامل تلخ کامی خویشتنم… 
حال که خود، معمار زندگی خویشتنیم، شکست‌هایمان را گردن کسی نیندازیم. 
فلسفه این است: 
همان بدروی که کِشته‌ای. 
پس‌ ای مهربانم…! 
ناگفته پیداست… 
چیزی را می‌یابیم که انتظارش را داریم، و چیزی را به دست می‌آوریم که تقاضا می‌کنیم. 
تعجب نکنید: ارزش انسان در چیزی که به دست می‌آورد نیست، بلکه ارزش انسان در چیزی است که مشتاق آن است! 

 



تاريخ : ٢۱ آبان ۱۳٩٢ | ٢:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

شیر … 
" وقتی تصمیم به شکار میگیره با همه ی وجودش بلند میشه 
با همه ی وجودش حرکت میکنه و با همه ی وجودش به دست میاره … " 




تاريخ : ٢۱ آبان ۱۳٩٢ | ٢:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()



تاريخ : ٢۱ آبان ۱۳٩٢ | ٢:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

آینده ای بساز!!!! 
که گذشته ات…. 
جلویش زانو بزند…!!!




تاريخ : ٢۱ آبان ۱۳٩٢ | ٧:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()



تاريخ : ٢۱ آبان ۱۳٩٢ | ٧:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

برادرشیعه
ایام محرم از راه رسیده . . .بیایید در ماه محرم به جای زنجیر زدن !
زنجیر از پای بیگناهی باز کنید
به جای سینه زدن !
سینه دردمندی را نسوزانید !
جای اشک ریختن !
اشک از چهره ی مظلومی پاک کنید
به جای نوحه خوانی ونوحه گوش کردن !
قرآن شریف بخوانید وگوش کنید
قمه نزنید !
! عوضش غم از چهره کودک یتیمی بردارید . . .
اگه سیاه پوش کردید خیالی نیست ولی کسی را هم سیاه نکنید....



تاريخ : ٢۱ آبان ۱۳٩٢ | ٥:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

موفقیت پیش رفتن است نه ب نقطه ی پایان رسیدن …




تاريخ : ۱٩ آبان ۱۳٩٢ | ٤:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()



تاريخ : ۱٩ آبان ۱۳٩٢ | ٤:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

در تصاویر حکاکی شده بر سنگ های تخت جمشید، 
هیچکس عصبانی نیست! 
هیچکس سوار بر اسب نیست! 
هیچکس را در حال تعظیم نمی بینید! 
در بین این صدها پیکر تراشیده، حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد! 
این ها اصالت ما هستند: 
مهربانی، خوشرویی، قدرت، احترام، ادب، نجابت

 



تاريخ : ۱٩ آبان ۱۳٩٢ | ۳:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

در این زمانه تاریک انسان کش
در این عصر توحش ادیان
در سرزمین اسطوره ها و قهرمان ها - ایران
شبانه انسانی را به جبر مزدوران به دار می کشند
ندای آزادی این بغض رهایی را در گلو می خشکانند
گستاخانه میراث تاریخ ایران را تنها به فتوائی وحشیانه نابود می کنند
رویای سرزمینم ایران را به یغما می برند
و مردم ایران بی تفاوت چنان در ناآگاهی غرق شده اند
که ناجوانمردانه چشم بسته اند به روی در خون غلتیدن فرزندان ایران ...
به خونخواهی ایران بپاخیز ایرانی ...



تاريخ : ۱٩ آبان ۱۳٩٢ | ٧:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()



تاريخ : ۱٧ آبان ۱۳٩٢ | ٤:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()



تاريخ : ۱٧ آبان ۱۳٩٢ | ٤:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()



تاريخ : ۱٧ آبان ۱۳٩٢ | ٤:۳٦ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

خدایـــ ـا 
سرنوشت مرا خیر بنویس 
تقدیـــ ـری مبــ ـارک 
تا هر چه را که تو دیر می خواهی زود نخواهم 
و هر چه را که تو زود می خواهی دیر نخواهم .

 

 



تاريخ : ۱٧ آبان ۱۳٩٢ | ٤:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

آدمهای بزرگ ... 
کسانی نیستند که شکست نخورده‌اند... 
...بلکه... 
کسانی هستند که بعد از شکست... 
پیروز شده‌اند...



تاريخ : ۱٧ آبان ۱۳٩٢ | ٤:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()



تاريخ : ۱٦ آبان ۱۳٩٢ | ۸:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

زندگی کن به شیوه ی خودت 
با قوانینِ خودت 
با باورها و ایمان قلبی خودت 
مردم دلشان میخواهد موضوعی برایِ گفتگو داشته باشند ، 
برایشان فرقی نمی کند چگونه هستی ! 
هر جور که باشی ، حرفی برایِ گفتن دارند …! 
پس خودت باش …



تاريخ : ۱٦ آبان ۱۳٩٢ | ۸:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

عشق به خداوند بزرگترین عشق هاست ! 
جستجو کردن او بزرگترین ماجراهاست ! 
پیدا کردن او بزرگترین دستاورد انسان است !



تاريخ : ۱٦ آبان ۱۳٩٢ | ۸:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

معبد خداوند فقط به روی دلی شاد و آواز خوان و رقصان باز است. 
دل گرفته را به این معبد راهی نیست، پس، از اندوه دوری کن. 
دل خود را از همه ی رنگ ها سرشار کن، درخشان و رنگارنگ مانند یک طاووس، 
و برای این دل شادی و آواز و رقص به دنبال دلیلی نباش. 
کسی که برای شادی دلیلی می جوید، شاد نخواهد بود. 
نه برای دیگران، نه به خاطر چیزی. 
برقص فقط به خاطر رقص، بخوان فقط به خاطر آواز، 
آنگاه سرتاپای زندگی ات ملکوتی می شود. 
فقط در این حالت است که همه چیز رنگ نیایش به خود می گیرد. 
اینگونه زیستن،آزاد بودن است.



تاريخ : ۱٦ آبان ۱۳٩٢ | ٧:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

جا نزن 
تلاشتو کن 
زندگی ارزش جنگیدن رو داره 
سپر تو در برابر زندگی همین جسارت دلیرانست 
بذا همه بهت بخندن،نترس 
تو یه پشتوانه محکم داری 
اصن اینا کار خودشه 
شک نکن 
بیدار شو،اراده کن و با لبخندی زیرکانه 
به سختی های مسیرت 
سلام کن.. 
"اندرین جا می تراش و می خراش 
تادم آخر دمی فارغ مباش 
دوست دارد دوست این آشفتگی 
کوشش بیهوده به از خفتگی"



تاريخ : ۱٦ آبان ۱۳٩٢ | ٧:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()



تاريخ : ۱٦ آبان ۱۳٩٢ | ٧:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

خوشبختی باوری است که به موفقیت منجر می شود. 
هیچ چیز بدون امید و اعتماد به نفس اتفاق نمی افتد. 
خوش بینی حقیقتی است غیر قابل انکار و همه ارزش آنرا می دانند ولی ….. 
بد بینی هم وجود دارد حال انتخاب با شماست که کدام یک را برگزینید.



تاريخ : ۱٦ آبان ۱۳٩٢ | ٧:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

خدایا… 
تو اگر دست مرا بگیری 
دیگر کسی مرا 
دست کم نمی گیرد...

 

 



تاريخ : ۱٦ آبان ۱۳٩٢ | ٧:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

همیشه یادتان باشد که زندگی پیشکشی است برای شادمانی و خوب زیستن، لبخند زیباترین آرایش هر فرد است و مثبت اندیشی کلید خوشبختی.‬ 



تاريخ : ۱٦ آبان ۱۳٩٢ | ٧:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

فاصله ی بین دیدن خوب و خوب دیدن بسیار زیاد است 
انسانهای زیادی را دیده ام که بینایی نداشتند 
اما دنیا را بسیار زیباتر از من می دیدند … 

 

 

 

 

 

 

 

 



تاريخ : ۱٦ آبان ۱۳٩٢ | ٧:٢۸ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

سخنان پروفسور حسابی

انجام وظیفه، لازمه جهش بسوی پیشرفت است.

احساس اجبار به فداکاری، لازمه زندگیست.

کار کنیم، زحمت بکشیم، از سرمایه چیزی کم نداریم.

نظامی که، دارای سازمان باشد، چارچوبی استوار دارد.

حفظ سنن اعتقادی، ملی و نبوغ نژادی، واجب است.

سازماندهی، لازمه و خواسته الگوی پیشرفت است.

باید جوانان، حفظ سازمان را، آموزش داد.

دولت، وظیفه دارد، خوشحال کنندگان مردم را، تشویق کند.

با بچه ها، با اطمینان رفتار کنید تا قابل اطمینان بار بیایند، و قابل اطمینان شوند.

هرچه انسان ،وجود ارزشمندتری داشته باشد به همان اندازه مودب و فروتن است.

فعال باشیم، ولی ملایم، عادل باشیم، ولی با گذشت.

زندگی، یعنی پژوهش، و فهمیدن چیزی جدید.

سادگی و عشق از عوامل پیشرفت است، که در قلب ما ایرانیان است.

چهار اصل پیشرفت: مردانگی، عدالت، شرم و عشق است.

راه پیشرفت، ارزش نهادن به علم و تحقیق، احترام به معلمین، اساتید، دانش آموزان و دانشجویـان است.

بزرگترین خوشحالی من در زندگی : هوش و استعداد جوانان ایرانی است.

یک عمل درست، بهتر است از هزار نصیحت.

تقلید (از غرب)، خطری است جدی، که چشمه های نبوغ را، خشک می کند.

جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند،خانه اش خراب می شود و هر کس بخواهد خانه اش را آباد کند باید در ویرانی مملکتش بکوشد.

داشتن هدف، و رفتن به دنبالش، خوب است ولی عاشق هدف بودن و گرفتار شدن چیز دیگری است.

موسیقی خوب ایرانی، یک طرز تفکر است. یک فلسفه است، و بیان یک آرزوست.

طنز در مملکت ما، یک مقاومت ملی است، و همیشه حافظ ایران بوده است.

شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند.

ایران، جزیره هوش و ذکاوت است.

هنر، چاشنی زندگیست.

هنر، با احساسات آدمی بازی می کند.

عشق زندگی را به شیوش می آورد.

عشق، به وجود آورنده اعمال زیباست.

 

یاد پروفسور محمود حسابی دانشمند بزرگ میهن گرامی باد…

 

منبع : نون و آب



تاريخ : ۱٦ آبان ۱۳٩٢ | ٧:٢٢ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

جلسه اول / برای تحول آماده شویم


جلسه دوم / آستینها را بالا بزنیم


جلسه سوم /توانایی های مغز و ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه


جلسه چهارم / عبارات مثبتی که متحول می کنند


جلسه پنجم / خداحافظی با برخی جملات مشهور و منفی!

 

جلسه ششم / تکمیل بحث عبارات مثبت


جلسه هفتم / از آهنگ محسن چاوشی تا سریال جراحت

 

جلسه هشتم/سیاست فعال در برخورد با منفی ها

 

جلسه نهم / نگرانی و حساسیت را کنار بگذاریم


جلسه دهم/ با مهمترین کشف روانشناسی همراه شویم

 

جلسه یازدهم/ وقتی تصویر سازی ذهنی معجزه می کند

 

جلسه دوازدهم / بحث جذاب هاله های انرژی

 

جلسه سیزدهم / دور و بر ما یعنی خود ما!!

 

جلسه چهاردهم/وقتی انرژی ها ما را هدایت می کنند

 

جلسه پانزدهم/ هیچ رویدادی اتفاقی نیست

 

جلسه شانزدهم/ به به!


جلسه هفدهم/ سه قانون مهم طبیعت

 

جلسه هجدهم/اولین کلید طلایی: بخشش

 

جلسه نوزدهم/دومین کلید طلایی:دعا

 

جلسه بیستم/سومین کلید طلایی: عدم قضاوت


جلسه بیست و یکم/چهارمین کلید طلایی: پرسش


جلسه بیست و دوم/پنجمین کلید طلایی: شکر

 

جلسه بیست و سوم/ششمین کلید طلایی: تغییر در نوع نگرش


 جلسه بیست و چهارم/هفتمین کلید طلایی: رهایی از دلبستگی و وابستگی


جلسه بیست و پنجم/هشتمین کلیدطلایی: استفاده از فرصت ها

 

جلسه بیست و ششم/نهمین کلید طلایی: عشق به خویشتن

 

 جلسه بیست و هفتم/دهمین کلیدطلایی: یکپارچه شدن با خود و دیگران

 

جلسه بیست و هشتم/یازدهمین کلیدطلایی، زندگی هدفمند(1)

 

جلسه بیست و نهم/یازدهمین کلیدطلایی، زندگی هدفمند(2)

 

جلسه سی ام/یازدهمین کلیدطلایی، زندگی هدفمند(3)

 

جلسه سی و یکم/ یازدهمین کلیدطلایی، زندگی هدفمند(4)

 

جلسه سی و دوم/یازدهمین کلیدطلایی، زندگی هدفمند(5)

 

جلسه سی و سوم/یازدهمین کلیدطلایی، زندگی هدفمند(6)

 

جلسه سی و چهارم/یازدهمین کلیدطلایی، زندگی هدفمند(7)

 

جلسه سی و پنجم/یازدهمین کلیدطلایی، زندگی هدفمند(8)

 

جلسه سی و ششم/یازدهمین کلیدطلایی، زندگی هدفمند(9)

 

جلسه سی و هفتم/یازدهمین کلیدطلایی، زندگی هدفمند(10)

 

جلسه سی و هشتم/ دوازدهمین کلید طلایی، حضور در لحظه 1

 

جلسه سی و نهم/دوازدهمین کلید طلایی، حضور در لحظه 2

 

جلسه چهلم/ آخرین کلید طلایی، توکل 1

 

جلسه چهل و یکم/ آخرین کلید طلایی، توکل 2

 

جلسه چهل و دوم/تکمیلی، نماز 1

 

جلسه چهل و سوم/تکمیلی، نماز 2

 

جلسه چهل و چهارم/ تکمیلی، نماز 3

 

جلسه چهل و پنجم/چرا زندگی سخت است؟




تاريخ : ۱٦ آبان ۱۳٩٢ | ٧:٠۳ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

این منم کوروش پسر ماندانا و کمبوجیه، پادشاه پهناورترین سرزمین‌های آدمی، از بلندی‌های پارسوماش تا بابل بزرگ.
که جز آزادی آواز دیگری نیاموخته‌ام و آواز دیگری نخواهم آموخت.
هشدارتان می‌دهم او که به کشتن آزادی بیاید هرگز از هوای اهورا خوشبو نخواهد شد. بخشوده نخواهد شد. بزرگ نخواهد شد.
این سخن من است.
من به یقین و عدالت باور دارم.
من زندگی‌ها خواهم ساخت،
خوشی‌های بسیار خواهم آورد،
و ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد.
زیرا شادمانی او شادمانی من است. سلوک سربازان من سلوک پارسیان سرزمین من است.
ما برای آزادی مردمان آمده‌ایم،
تباهی و تیرگی از ما نیست،
وحشت و شقاوت از ما نیست،
تازیانه و تجاوز از ما نیست،
ما آورندگان آزادی مردمان هستیم.
تنها ترانه و شادمانی باشد. همین و دیگر هیچ…
این فرمان من و فرمان فرشتگان زمین است.
من پیام‌آور امید و شادمانی را دوست می‌دارم.
پیروزی باد بر سکون سایه را دوست می‌دارم، وزیدن زنده گندم زاران را دوستمی‌دارم، خنیاگران و گهواره بانان را دوست می‌دارم،
محبت مردمان و آزادی آوازشان را دوست می‌دارم.
من راستی و درستی را دوست می‌دارم.
پس ای ستم‌دیدگان فراوانی و خوشی‌هایتان بسیار باد،
فرزندان برومند و برکت نانتان بسیار باد،
نان و نمک، خواب آرم و بیداری بارانتان بسیار باد.

بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارید
تا اجزای بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد.
“کوروش”



تاريخ : ۱٦ آبان ۱۳٩٢ | ٦:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

منبع وب بجنورد 1400:http://bojnord1400.blogfa.com/  

عکس های بیشتر در ادامه مطلب 

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : ۱٥ آبان ۱۳٩٢ | ۳:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می‌کنند اما برای حسینی که آزاده زندگی کرد٬می‌گریند. دکتر علی شریعتی

حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند. دکتر علی شریعتی

 


اگر در جامعه ای فقط یک حسین و یا چند ابوذر داشته باشیم هم زندگی خواهیم داشت هم آزادی هم فکر و هم علم خواهیم داشت و هم محبت هم قدرت و سرسختی خواهیم داشت و هم دشمن شکنی و هم عشق به خدا... دکتر علی شریعتی

 

آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند. دکتر علی شریعتی

 

از کودک حسین (ع) گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، و از آن قاری قرآن تا آن معلم اطفال کوفه، تا آن مؤذن، تا آن مرد خویشاوند یا بیگانه، و تا آن مرد اشرافی و بزرگ و باحیثیت در جامعه خود و تا آن مرد عاری از همه فخرهای اجتماعی، همه برادرانه در برابر شهادت ایستادند تا به همه مردان، زنان، کودکان و همه پیران و جوانان همیشه تاریخ بیاموزند که باید چگونه زندگی کنند .دکتر علی شریعتی

 

از هنگامی که به جای شیعه علی (ع) بودن و از هنگامی که به‌جای شیعه حسین (ع) بودن و شیعه زینب (س) بودن، یعنی «پیرو شهیدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهیدان شده‌اند و بس، در عزای همیشگی مانده‌ایم! دکتر علی شریعتی

 

این که حسین (ع) فریاد می‌زند:آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمی داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟ این سؤال، ‌سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست.دکتر علی شریعتی

 

حسین‏علیه السلام زنده جاویدی است که هر سال، دوباره شهید می‏شود و همگان را به یاری جبهه حق زمان خود، دعوت می‏کند . دکتر علی شریعتی

 

حسین (ع) یک درس بزرگ‌تر ازشهادتش به ما داده است و آن نیمه‌تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. مراسم حج را به پایان نمی‌برد تا به همه حج‌گزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد که اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است.دکتر علی شریعتی

 

مسؤولیت شیعه بودن یعنی چه، مسؤولیت آزاده انسان بودن یعنی چه، باید بداند که در نبرد همیشه تاریخ و همیشه زمان و همه جای زمین ـ که همه صحنه‌ها کربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ـ باید انتخاب کنند: یا خون را، یا پیام را، یا حسین بودن یا زینب بودن را، یا آن‌چنان مردن را، یا این‌چنین ماندن را ... دکتر علی شریعتی

 

امام حسین‏ علیه السلام یک شهید است که حتى پیش از کشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلکه در درون خانه خویش، از آن لحظه که به دعوت ولید - حاکم مدینه - که از او بیعت مطالبه مى ‏کرد، «نه» گفتُ .این، «نه» طرد و نفى چیزى بود که در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است. دکتر علی شریعتی

 

فتواى حسین این است: آرى! در نتوانستن نیز بایستن هست. دکتر علی شریعتی

 

حسین ضعیفی که باید برای او گریست نبود... آموزگار بزرگ شهادت اکنون برخاسته است تا به همه آنها که جهاد را تنها در توانستن مى ‏فهمند و به همه آنها که پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد که شهادت نه یک باختن، که یک انتخاب است؛ انتخابى که در آن، مجاهد با قربانى کردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى ‏شود و حسین «وارث آدم» - که به بنى‏آدم زیستن داد - و «وارث پیامبران بزرگ» - که به انسان چگونه باید زیست را آموختند ... دکتر علی شریعتی

 

مقتدایان امام حسین‏ علیه السلام کسانى هستند که از مایه جان خویش در راه خدا نثار مى‏کنند و به راستى حسین آموزگار بزرگ شهادت است که هنر خوب مردن را در جان بى‏تاب انسان‏هاى عاشق، تزریق می کند. دکتر علی شریعتی

 

"آنها که تن به هر ذلتى مى ‏دهند تا زنده بمانند، مرده‏ هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا کسانى که سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده ‏اند و مرگ خویش را انتخاب کرده ‏اند - در حالى که صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زنده ماندن شان بود - توجیه و تأویل نکرده ‏اند و مرده‏ اند، اینها زنده هستند؟ آیا آنها که براى ماندن‏شان تن به ذلت و پستى، رها کردن حسین و تحمل کردن یزید دادند، کدام هنوز زنده ‏اند؟ دکتر علی شریعتی

 

اکنون شهیدان کارشان را به پایان رسانده‌اند. و ما شب شام غریبان می‌گرییم، و پایانش را اعلام می‌کنیم و می‌بینیم چگونه در جامعه گریستن بر حسین (ع)، و عشق به حسین (ع)، با یزید همدست و همداستانیم؟

دکتر علی شریعتی 



تاريخ : ۱۳ آبان ۱۳٩٢ | ٦:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

قسمتی از دفترچه تلفن یک پسر بجنوردی:

سه طبقه
ممد بدرانلویی)موتور(
امان پلو
حسین وحشت
علی قاتق
ممد بندری
فرزاد 1/5
فرزاد بی تی
کلپچ سحر
علی گتو
اصغر سیرابی
لاتــــو
آقا کروش خاور
رمز وایلس دانشگا
رمز کارد سوخت
رمز کارد عابر بانگ
حسین کردو
پامچال
علی آقا گاز پیک نیک
پیتزا کنده هیزم
بلیارد باران
پاترول تمیز
حسن نصاب
پاکتی
شیشه پلمپ
سیگاری ناب
سیگار مارک
شاهین قلیان
خانه خالی نیما
خانه خالی ادریس
بهزاد لیسو
سگ)فروشی(
.
.
.
ینی حاظرم شرط ببندم حداقل 70-80 درصد از اینارو همه میشناسینااا..!

 

منبع فیسبوک پیچ:https://www.facebook.com/DaleDimb0.BojnurdsTurkish?ref=ts&fref=ts



تاريخ : ۱۳ آبان ۱۳٩٢ | ۱:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

اصطلاحات بجنوردی
غیژ کشیدن = جیغ کشیدن ، فریاد زدن
هافیان = فرد حریص در غذا ، شکمو
کاچّه بلک ( kacce belek) =کودن
گنگو (Gongo) =کودن ، احمق
جَلَب ( jalab ) = زرنگ
جَوِر سِتَم ( javer settam ) = پناه بر خدا
هَی ، اِرررر ( haay . errrrr ) = برای بیان تعجب به کار میره!
بیوازه آدم = آدم وظیفه نشناس ، نمک نشناس
لَنجی می کنه = جرزنی در بازی
زِنج ( zenj ) =چسبناک
حقیقت ؟؟؟ = راستی ؟ جدی میگی؟
حَدماً ( hadman ) =حتما
چُمبُلی ( chomboli ) = نیشگون
با تو یَماااا = هی !!! با تو هستم
عَجَّب کردم = خوب کردم . حقت بود
جانَّم مرگ ( jannam marg ) = ذلیل شده ( معمولا مامان بزرگا وقتی نوه شون
اذیت میکنه میگن.

بدی ( bedi ) = بده
سَردی (sardi ) = ول کن
سِوِنجی ( sevenji) = مشتلق ، پاداش
جیگی جیگی = خوشگل و ناز
غِلو ( ghello ) = با مزه
زور تر = قوی تر
هوشتو ( Hooshto ) = خنگ و ابله
نفسِک (Nafsek ) - چَلاس ( chalas ) =شکم پرست
غارناس = شکمو
ساسّه ( Sasseh ) = تنبل
سرش را شیره کشیرن = سرش را شیره مالیدن
هَرزَه چَنَه ( Harza chana ) =پر حرف
بِبَست ( bebast ) =ببند
سر حساب باش = مواظب باش
چِلِّه چِخده ( Chelle chekhde ) = چهار شنبه سوری
پخته کردن = پختن
خنه خمیر = خونه خراب
توز و گرد = گرد وخاک و کولاک کردن
خودشِ چی نکن = خودتو ناراحت نکن
از یاد کردم = یادم رفت
کُتّ و کُت ( kotto kot ) = معطل کردن
قَرَه قَوِر ( Ghara ghaver ) = به جهنم ، به درک
لِکِّه ( Lekkeh ) - لُمبِه ( Lombe ) = چاق
زِرتَه ( zertaaaaaa ) = زرشک !!!! ضایع!!!!
خِرََّه شدی ( kherra shodi ) = خیره سر شدی



تاريخ : ۱۳ آبان ۱۳٩٢ | ۱:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

ﮐﺎﺭﺑﺮﺩ ﮐﻠﻤﻪ " ﻫـﺎ " ﺩﺭ ﺑﺠﻨﻮﺭد
ﻫﺎ = ﺑـﻠـﻪ .
ﻫﺎ؟ = ﭼـﯽ؟
ﻫﺎ ! = ﺗـﻌـﺠﺐ .
ﻫﺎ = ﭼﻪ ﻣﯿﮕﯽ؟
ﻫﺎ = ﺗـﺎﯾﯿﺪ ﺣﺮﻑ .
ﻫﺎ = ﺑـﺮﻭ ﺧﻮﺩﺗﯽ .
ﻫﺎ = ﺧﻮﺷﻤﻮﻥ ﺍﻭﻣﺪ .
ﻫﺎ ﻫﺎ ﻫﺎ = ﺧﻮﺷـﺤﺎﻟﯽ .
ﻫﺎ = ﭼﯿﻪ ﻧﯿﮕﺎﺵ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟
ﻫﺎ = ﺧﻮﺩﺷـﻪ . ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺳﺘﻪ .
ﻫﺎ ﭼﺘﻪ؟ = ﺷﺎﺥ ﻭ ﺷﻮﻧﻪ ﮐﺸﯿﺪﻥ .
ها ﺑﺎﺷﻪ ! = ﻫﻤﻮﻧﺠﺎ ﺑﯿـﺸـﯿﻦ ﺗﺎ ﺑﯿﺎﻡ!



تاريخ : ۱۳ آبان ۱۳٩٢ | ۱:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

تفاوت بانک پول دار با بانک بی پول

(خدایی دلم سوخت!!)


میدون خرمشهر

منبع پیچ خودت رو چی  نکن فیسبوک :https://www.facebook.com/khodta.chi.nakon?ref=ts&fref=ts



تاريخ : ۱۳ آبان ۱۳٩٢ | ۱:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

حسین تیمورخانی، هنرمند نقاش و استاد مجسمه ساز ، درصبح سه شنبه 24 مهر92 به دلیل بیماری و 

 

در60 سالگی به سرای باقی شتافت. ازجمله آثار ارزنده ی وی، می توان به پیکره ی مرد ماهی گیر در

 بش قارداش و تندیس حافظ دربجنورد اشاره کرد. او طی سه دهه توانست درخلوت خود، دست به خلق

 تابلوهای ارزنده ای بزند که بسیاری ازاینان در طاقچه ی خانه ی دوستان این هنرمند ارجمند خود نمایی

 می کند. پیکره ای از نیما، شاملو، هدایت، گورکی و تولستوی و انبوهی از ساخته های ریزو درشت که

 هریک به نوبه ی خود، ارزش بی بدیلی دارند. اما جای سخن این جاست که طی سه روز مراسم

 سوگواری برای آن زنده یاد، هیچ یک از ادارات فرهنگی و متولیان هنر، حتی یک کلمه درباره ی ایشان

 نگفتند. جز یکی دو مورد گزارش که مطبوعات محلی خبر فوت و تشییع پیکر ایشان را دادند. این رفتار

 قطعاً و یقیناً یاد آور همان مثل عامیانه است که گفته اند: پهلوان زنده خوش است. چرا که دیگر پس از

 درگذشت او، هیچ بزرگداشتی جای خالی او را پرنخواهد کرد. چرا که او این همه سال را، غریبانه زیست.

 همان گونه که سه روز مراسم یادبود او در منزل مادری اش درسکوت محافل هنری برگزار شد، حضور

 علاقمندان و دوست دارانش جای همه ی این بی مهری ها و کم لطفی ها و بی توجهی های مسئولین

 فرهنگی هنری شهر را جبران کرد . هرچند که" هرگز برای دو نان، پیش دونان سرخم نکرد" .یادش گرامی

 و روحش شاد.

      



تاريخ : ۱۳ آبان ۱۳٩٢ | ۱:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

قهرمانی دانشجویان منطقه29 دانشگاه آزاد اسلامی در مسابقات بین المللی جودو

خبرگزاری آنا: تیم دانشجویی منطقه 29 دانشگاه آزاد اسلامی با کسب چهار مدال رنگین در سکوی نخست مسابقات بین المللی جودو قرار گرفت

علیرضا بهمنش مسئول تربیت بدنی واحد بجنورد و سرپرست تیم جودو منطقه29 دانشگاه آزاد اسلامی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری آنا ضمن تبریک این پیروزی گفت: در سیزدهمین دوره مسابقات بین المللی جودو جام دانشگاه آزاد اسلامی با عنوان یادواره شهدای دانشگاه که به میزبانی تهران و در سالن شهید افراسیابی به مدت 2 روز برگزار شد تیم دانشجویی جودو منطقه 29 توانست پس از شکست جودوکاران مناطق 30 گانه دانشگاه آزاد اسلامی و حریفان خود از کشورهای سوریه، عراق، کویت و افغانستان با کسب 2مدال طلا توسط سعید رضائیان و احمد جفاکش، مدال نقره مجتبی قادری و مدال برنز مجتبی باغچقی در سکوی نخست قهرمانی جای بگیرند.

بهمنش با اشاره به حضور دانشجویان در تیم جودو منطقه خاطر نشان کرد: در ترکیب اعزامی رقابت های جودو آقایان مجتبی قادری، حسین شاپسندی، احمد جفاکش، مجتبی باغچقی، سعید رضائیان، علیرضا باغچقی حضور داشتند

به گزارش آنا مربیگری تیم جودو منطقه 29 دانشگاه آزاد اسلامی بر عهده کوروش خسرویار کارمند واحد بجنورد بوده که در آگوست 2013 بعنوان اولین داور ایرانی به درجه ممتازی بین المللی (international stars 3 )رشته کوراش  نائل آمد که تاکنون سه داور جهانی موفق به کسب چنین درجه ای شده اند.

براساس این گزارش، هم اکنون دانشگاه آزاد اسلامی خراسان شمالی(منطقه 29 دانشگاه آزاد اسلامی) با مرکزیت واحد بجنورد، واحدها و مراکز شیروان، پردیس علوم تحقیقات، اسفراین، جاجرم، مانه و سملقان را تحت پوشش قرار داده است

منبع:http://www.bojnourdiau.ac.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=1358:-29-&catid=50:---&Itemid=183



تاريخ : ۱۳ آبان ۱۳٩٢ | ۱:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

سلام دوستان 
مکان همایش خشت اول با سخنرانی دکتر انوشه از سالن آمفی تئاتر دانشگاه آزاد بجنورد به سالن گلشن بجنورد تغییر یافت لطفا اطلاع رسانی کنید 
زمان سه شنبه از ساعت 15



تاريخ : ۱۳ آبان ۱۳٩٢ | ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

 

ندا ناطق (نفر اول رشته ریاضی): استانفورد، آمریکا

اشکان برنا (نفر دوم رشته ریاضی): برکلی کالیفرنیا، آمریکا

احسان شفیعی پور‌فرد (نفر سوم رشته ریاضی): ایلینویز، آمریکا

محمد فلاحی سیچانی (نفر اول رشته تجربی): میشیگان، آمریکا

محمد امین خلیفه سلطانی (نفر دوم رشته تجربی): اطلاعات خاصی پیدا نکردم

پیمان حبیب اللهی (نفر سوم رشته تجربی): هاروارد، آمریکا

فاطمه منتظری (نفر اول رشته هنر): اوکلند، آمریکا

محمدرضا جلایی‌پور (نفر اول رشته انسانی): زندان اوین، تهران



تاريخ : ۱۱ آبان ۱۳٩٢ | ۸:٢۸ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()

همایش خشت اول با موضوع ازدواج در دانشگاه آزاد واحد بجنورد با حضور دکتر انوشه روانشناس و استاد دانشگاه برگزار می‌شود.


به گزارش خبرنگار دانشگاهی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه خراسان شمالی،
 این همایش ۱۴ آبان ماه سال جاری در دانشگاه آزاد اسلامی بجنورد برگزار می‌شود.

 

همچنین بهای بلیط این ۱۱۰ هزار ریال می‌باشد که از تخفیف ۵۰ درصدی دانشجویی برخوردار است.

 

شایان ذکر است، علاقه‌مندان می‌توانند برای ثبت‌نام تا روز جمعه ۱۰ آبان ماه سال جاری به دفتر فرهنگی اسلامی این دانشگاه مراجعه کنند.



تاريخ : ۱٠ آبان ۱۳٩٢ | ٩:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : میلاد | نظرات ()